آتشكده است و گاهى شاه با شمشير در جلو آن ايستاده و در مواردى يك يا دو مؤبذ آتش را حفظ ميكنند اينجا باز ستارهاى ديده مىشود از حيث صورت سكههاى انوشيروان مثل سكههاى شاپور اول است سكههاى سائر شاهان هم با بعضى تفاوتها تقريبا همينطور است تاريخ سكههاى ساسانى سنه سلطنت آنها است يعنى هر شاهى عده سنوات سلطنت خود را از سال جلوس قيد كرده مثلا روى يكى از سكههاى انوشيروان نوشته شده چهار چهل يعنى سال چهل و چهار ( آحاد را بر عشرات مقدم ميداشتند ) خط سكهها پهلوى و زبان هم پهلوى است ولى هوزوارش دارد مثلا دو و سه و چهار و پنج الى يازده به زبان آرامى است و ديگر اينكه ملكانملكا بجاى شاهنشاه نوشته شده و ملكا بجاى شاه و ملكتا ملكتان بجاى ملكهءملكهها و من بجاى از و نورا بجاى آتش ( معلوم است كه ارامى نوشته و پهلوى ميخواندهاند ) روى سكهها عبارتى شاه را معرفى ميكرده براى نمونه عبارت سكه بهرام پنجم را ذكر ميكنيم : مزديسن بغىوره ران ملكا ملكا ايران و آنيران مينوچيترى من يزتان ( يعنى مزده پرست خدايگان بهرام شاهنشاه ايران و غير ايران آسمانىنژاد از يزدان ) عنوان خدايگان تا يزدگرد دوم معمول بود و از شاه مذكور به بعد موقوف گرديد پشت سكهها غالبا اين عبارت است نورا بعلاوه اسم شاه ( يعنى آتش فلان شاه ) بعضى از سكهها صورت شاه را ندارد ولى علامتى بجاى آن ترسيم شده است از بهرام چهارم به بعد روى سكهها يك يا دو حروف نوشته شده مثل ( اب ) يا ( اك ) و يا ( اف ) و قس عليهذا راجع به اين حروف محققين خيى دقيق شدهاند كه معنى آن را بدست آرند و بالاخره ظن غالب بر اين است كه اين حروف حروف اوليه اسم شهرى است كه در آنجا سكه ضرب شده يا حروف اوليه اسم پادشاه دست نشانده محلى مثلا ( ب - ه ) بمعنى - چهار در بعضى موارد به پهلوى و در مواردى بارامى است
- كلماتيكه زير آنها خط كشيده شده آرامى است
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 2867
مساهمون: حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
ص٢٨٦٧