تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 2856

مساهمون:

ص٢٨٥٦
داده روانه جنگ ميكردند . غالبا مواجبى هم به آنها نميدادند و چون اينها غالبا اسلحه را ريخته فرار ميكردند بدين جهت اينها را براى خدمات خارج از صف به كار ميبردند فيلها را عقب صف واميداشتند بنابراين در حكم ذخيره بودند روى فيلها برجهائى ميگذاشتند كه پر از جنگيها بود فيلها در جنگهائى كه با روم مىشد مفيد بودند زيرا تا حدى باعث وحشت روميها مىگرديدند گاهى هم فيلها را براى ترسانيدن اسبهاى سواره‌نظام دشمن در جلوى قشون واميداشتند چنان كه در جنگ با اعراب ذكر شد بيرق همان درفش كاويانى بود ( يادگار كاوهء آهنگر داستانى ) اين بيرق در نزد ايرانيهاى قديم خيلى احترام داشت زيرا آن را علامت ملّيت خود ميدانستند بمرور زمان پرده اين بيرق پر عرض و طول شده بود زيرا در اواخر دورهء ساسانى طول آن 22 پا و عرض آن 15 پا بود ( تقريبا هفت ذرع در پنج ) چوب بيرق در بالا به سه گلوله و در پائين به دو گلوله منتهى ميشد و مزين بجواهرات قيمتى بود زيرا شاهان ساسانى اشتياق داشتند كه بر اهميت آن همواره بيفزايند اين بيرق در جنگ قادسيه جزو غنايم نصيب اعراب شد شيپور همان چيزى بود كه بعدها هم كارناى ( گرنا ) نام داشت و دميدن آن علامات شروع بجنگ بود قبل از جنگ به عادت مذهبى در رودخانه نزديكى آب‌ريزان ميشد و اول تيرى كه انداخته ميشد بايستى با آب متبرك شسته شده‌باشد گاهى قبل از اينكه دو صف دشمن بهم بيفتند سردارى يا دلاورى مبارز مىطلبيد و در اينموقع بلند ميگفت ( مرد و مرد ) « 1 » يكى از تكاليف سردار اين بود كه قبل از جنگ سپاهيان را بحفظ مذهب و مملكت تشويق كرده اجر دنيوى و اخروى اين كار را به آنها گوشزد نمايد هرگاه خود شاه فرماندهى قشون را داشت تختى براى او در وسط قشون ميزدند و او از آنجا فرمان ميداد معمولا خود شاه حمله يا يورش نميبرد و ليكن
هامش
( 1 ) - نويسندگان قرون اوليه اسلامى ( مردامرد ) ضبط كرده‌اند .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 2856 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )