تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 2840

مساهمون:

ص٢٨٤٠
دفعه سوم شخصى اظهار كرد كه آيا اين ترتيبات دائمى است يا موقتى يك ترتيب دائمى براى اوضاعى كه تغيير مىكند عدالت نيست . انوشيروان فرياد زد تو كيستى و معلوم شد كه دبير است در همان مجلس امر داد كه با قلمدانها او را بزنند و پس از آن همه به آواز بلند گفتند هر مالياتى كه شاه مقرر كند صحيح است براى پاداش معمول شاهان ساسانى اين بود كه القاب و هدايا و مناصب دربارى ميدادند اگر شاه به كسى تاج ميداد اين امتياز به دارندهء آن حق ميداد كه در شوراى اخص شاهى حاضر شود و با شاه غذا صرف كند . بعضى اوقات اين امتياز بزرگ بخارجه‌ها نيز داده ميشد . مثلا در زمان شاپور دوم بيك نفر رومى كه هموطنان خود را بمنفعت ايران در اشتباه انداخته بود تاج اعطاء شد القاب خيلى متنوع بود مثل مهيشت ( بزرگترين ) هزارفت و هزار مرد ( مرد هزار نفر ) بعضى القاب باسم شاه معاصر اضافه ميشد مثل تهم شاپور ( قوت شاپور ) و جاويدان خسرو ( هميشه با خسرو است ) و رام افزود يزدگرد ( بر خوشحالى يزدگرد افزود ) و تن شاپور و غيره لقب همك دين به اشخاصى داده ميشد كه در امور مذهبى بسيار عالم بودند خلاعى كه از صندوقخانه خود شاه داده ميشد نيز جزو امتيازات بزرگ محسوب بود . گاهى به اين خلاع جواهرهاى قيمتى براى زدن بكلاه يا استعمال روى سينه علاوه ميشده است دادن جامهاى زرين و گلدانها و خيمه‌ها و پارچه‌هاى قيمتى و امثال آن نيز معمول بوده و مينويسند كه اردشير اول دهان مؤبذى را كه مژدهء واقعه خوشى را آورده بود پر از ياقوت و سكه طلا كرد . گنجها و خزانه‌هاى شاهان ساسانى بطوريكه نوشته‌اند متعدد بوده و در زمان خسرو پرويز علاوه بر خزائن شاهان سابق اسم دو گنج را نيز برده‌اند يكى موسوم بوده به گنج ( باد آورده ) اين همان گنجى است كه هرقل قيصر روم در موقعى كه ايرانيها قسطنطنيه را تهديد ميكردند آن را بمصر فرستاد و از قضا بواسطه طوفان دريا كشتى به ساحل افتاد و سردار ايران شهربراز آن را بايران آورد گنج ديگر موسوم
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 2840 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )