رفته و ليكن مسعودى در 303 هجرى بعضى از سوادهاى اين صورتها را در نزد يكنفر پارسى در استخر ديده و ميگويد كه اصل يكى از صورتها را در 113 هجرى در خزانه شاهى يافته بودند « 1 » موقعى كه شاه بار خاص ميداد ديدن شاه ممنوع بود شاه در پشت پرده مىنشست و اشخاصى كه بار مييافتند بايستى بفاصله 10 ذراع از پرده بايستند شخصى را كه مواظب پ - رده بود خرمباش مىناميدند وقتى كه شاه مىخواسته اشخاصى را بحضور بخواهد خرمباش امر مىداده كه كسى بالاى قصر رفته بلند به طورى كه همه بشنوند فرياد كند : زبانتان را حفظ كنيد چه شما امروز در حضور شاه هستيد مراتب و جاهاى اشخاصى كه بار مىيافتند دقيقا معين شده بود : پرده در ده ذراعى شاه كشيده مىشد و ده ذراع هم فاصله ما بين پرده و اشخاصى كه بار مىيافتند بود ترتيب جاها از طرف راست از اين قرار معين شده بود : در ده ذراعى پرده شاهزادگان و نجباى درجه اول و محارم شاه مىايستادند بعد ده ذراع پائينتر از آنها مرزبانان و پادشاهان دست نشانده ايران و سپهبدها قرار مىگرفتند پس از اينها ده ذراع پائينتر عمله خلوت و رامشگران و خنياگران مىايستادند و قاعده كلى بر اين بود كه اشخاص ناقص الخلقه و كسانى كه حسب و نسب آنها معلوم نبود و همچنين اشخاصى كه مرتكب جنايت يا عمل شنيعى برضد طبيعت شده بودند حق حضور دربار عام يا خاص نداشتند كلية موافق اطلاعاتى كه رسيده است ترتيبات دربارى ساسانيان با كمال دقت معين شده بود و شاهان مذكور بسيار مقيد بودند كه از ترتيبات مقرره تخطى نشود فقط در زمان انوشيروان بطورى كه ديده مىشود بعضى تغييرات در ترتيبات دربارى حاصل شده مثلا قبل از او مؤبدان مؤبذ بر بزرگ فرماندار ( وزير اعظم ) در حضور شاه مقدم مىايستاده ولى در زمان شاه
هامش
( 1 ) - مسعودى ميگويد در نزد پارسى مزبور كتابى بوده كه تاريخ ايران در آن مندرج و سواد صورتهاى 27 شاه ساسانى را دارا و در 113 تأليف شده بود صاحب كتاب الفهرست از اين كتاب استفاده كرده .