ميشدند كه سفير از اوضاع مملكت آگاه نشود زيرا سفراى ايران در خارجه در موقع مأموريت اطلاعات لازمه را تحصيل ميكردند و تصور ميرفت كه سفراى خارجه هم همين منظور را داشته باشند . بارى كه شاهان ساسانى به سفراى خارجه ميدادند خيلى با شكوه و دبدبه به عمل ميآمد شاه با لباس فاخر كه با جواهرات قيمتى مزين بود بر تخت زرين نشسته تاج مرصع را بر سر ميگذاشت چون تاج بقدرى وزين و جواهر نشان بود كه بر سر شاه خيلى گران ميآمد آن را با زنجيرى از طلا بر سقف تالار مىبيستند كه معلق بوده روى سر شاه به اندازه كه لازم بود قرار بگيرد در موقع بار رجال و صاحبمنصبان دربارى در جاهاى خود قرار ميگرفتند و پس از اينكه سفير در جاى خود مىايستاد پردهدار پرده را ميكشيد و شاه نمايان ميشد . شاه اسم سفير و اينكه چه مقصودى دارد و چطور مسافرت كرده و اينكه سلطانى كه او را فرستاده در چه حال است و چقدر قشون دارد ميپرسيد . بعد او را با خود بقصر شخصى برده در سر سفره خود مينشاند و روزهاى بعد او را با خود به شكار برده ضيافتهائى براى او ترتيب ميداد و بعد خلعتى بسفير داده او را مرخص ميكرد و با همان ترتيب كه آمده بود او را بسرحد ميرساندند بار عام خيلى كم و دو دفعه در سال داده ميشد در نوروز و مهرگان ( ششماه بعد از نوروز ) وقتى كه كار مهمى مطرح ميشد و نيز در موقعى كه محاكمه يكى از شاهزادگان يا رجال مهم به عمل ميآمد خود شاه با شكوه و دبدبه ظاهر ميشد مغها و درباريان و مستحفظين مخصوص شاهى و غيره نيز حاضر ميشدند و مردم را اجازه ميدادند كه در پشت نرده ايستاده تماشا كنند و ليكن معلوم است كه هيچكس داراى رأئى نبود و مقصود از تمام اين ترتيبات اين بود كه هيمنه سلطنت را بمردم نشان دهند نوشتهاند : وقتى كه خسرو اول انوشيروان ترتيب جديدى براى مالياتها داد مجلس مشورتى آراست و سه دفعه پرسيد كه آيا كسى در اين باب حرفى دارد در دفعه اول و دوم كسى اظهار عقيده نكرد در
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 2839
مساهمون: حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
ص٢٨٣٩