اسكندر امر كرد ، اينها را در قشون داخل كنند ، تا فنون جنگى بياموزند و اين جوانان را اپىگون ناميد ، كه بمعنى اعقاب است . مقدونىها با حقد و حسد به اين نوجوان نگريستند و ، چنان كه آريّان نوشته ( كتاب 7 ، فصل 2 ، بند 4 ) ميگفتند :
« اسكندر همواره درصدد است ، كه خود را از سربازان قديم بىنياز كند . چه شرمسارى براى ما است ، كه او لباس بلند مادى پوشيد و جشنهاى عروسى را با شركت ما موافق عادات پارسى گرفت ، او با شعف به زبان بربر ( خارجى ) پهسستاس ، كه دستوپاى پارسى را ميشكند ، گوش ميدهد . باختريها ، سغديها ، رخّجىها ، سيستانيها ، هراتيها ، پارتيها و سواران پارسى ، كه آنها را ساك گويند و تمامى كسانى ، كه در ميان خارجيها از حيث قوّت جسمانى معروفاند ، در سوارهنظام هتر « 1 » داخل ميشوند و او دسته پنجمين اين سوارهنظام را اكثرا از خارجيها تشكيل كرده . آيا او كوفس « 2 » ، هيدارن « 3 » ، آرتىبول « 4 » ، فرداسمن « 5 » و پسران فراتافرن والى پارت و گرگان را در آژما « 6 » داخل نكرده .
اىتانس « 7 » و ركسانس « 8 » برادر زوجه پادشاه و اگوبارس « 9 » و برادرش ميتروبه « 10 » ، تمامى اينها در تحت فرماندهى هيداسپ باخترى واقع و بجاى زوبين با نيزههاى مقدونى مسلّحاند . اسكندر اخلاق خارجى را اتّخاذ مىكند و ترتيبات مقدونى را خوار ميشمارد » .
كشتىرانى در كارون و دجله
پس از آن بقول آريّان ( كتاب 7 ، فصل 2 ، بند 5 ) : اسكندر هفستيون را مأمور كرد قسمت بزرگ لشكر را بكنار خليج پارس ببرد . چون بحريّه هم بايالت شوش رسيده بود ، اسكندر
هامش
( 1 ) -Hetaire( سواران زبده اسكندر ) .
( 2 ) -Cophes( پسر ارتهباذ ) .
( 3 ) -Hydarne( پسر مازه ) .
( 4 ) -Artibole( نيز پسر مازه ) .
( 5 ) -Phradasmenes .( 6 ) -Agema( قراولان مخصوص ) .
( 7 ) -Itanes( پسر اكسيارت ) .
( 8 ) -Roxanes( برادر ركسانه زن اسكندر ) .
( 9 ) -Aegobares .( 10 ) -Mithrobee .