تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1869

مساهمون:

ص١٨٦٩
ولى بعد از تحقيقات ، چون او را مقصّر دانست ، امر باعدامش كرد .

عزل و نصب‌ها و آمدن نه‌آرخ

زمانيكه اسكندر در كرمان بود په‌سستاس « 1 » را در ازاى خدمتى كه به اسكندر در موقع جنگ با مالّيان كرده و او را با سپر خود پوشيده بود ، جزو صاحب‌منصبان كشيك قرار داد . عدّه اين صاحب‌منصبان بقول آريّان هفت بود : لئونّاتوس « 2 » ، هفس‌تيون « 3 » ، لىزىماك « 4 » ، آريستوبول « 5 » ، پرديكّاس « 6 » ، بطلميوس « 7 » ، پىتون « 8 » . بعد په‌سستاس را اسكندر والى پارس كرد . در اين‌وقت نه‌آرخ سواحل اورس « 9 » و گدروزى و ولايت ماهىخوارها « 10 » را پيموده بسواحل كرمان رسيد و با عدّه‌اى از همراهانش نزد اسكندر آمد ، تا گذارشات را به او اطّلاع دهد . پس از آن او مأمور شد ، كه سواحل را پيموده تا مصبّ دجله در نزديكى شوش برود . آريّان وعده داده ، كه در كتاب ديگر شرح دريانوردى نه‌آرخ را ذكر كند و ضمنا گويد : « اين بحرپيما تاريخ اسكندر را نوشته و ، اگر توانستم اين كتاب را به آخر برسانم ، نوشته‌هاى او متمّم كتاب من خواهد بود » ( كتاب 6 ، فصل 8 ، بند 3 ) . پس از آن هفس‌تيون مأمور شد ، قسمت اعظم قشون را با چهارپايان ارّابه از كرمان به پارس برد ، ولى بواسطه زمستان از لب دريا حركت كند ، تا علوفه و آذوقه وافر بيابد ( همانجا ، بند 3 ) . ديودور راجع بآمدن نه‌آرخ نزد اسكندر و محلّ ملاقات چنين گويد : مقارن همين اوان اسكندر در يكى از شهرهاى ساحلى ، كه سال‌مونت « 11 » نام داشت توقف كرد ( بعضى تصوّر كرده‌اند ، كه اين محلّ بندرعبّاس كنونى بوده ) . وقتى كه در طآطر نمايش ميدادند و مقدونيها در آنجا جمع بودند ، ناگاه خبر رسيد ، سفاينى كه اسكندر با نه‌آرخ براى تحقيقات فرستاده بود ، باين‌جا آمده‌اند . بحرپيمايان
هامش
( 1 ) -Peucestas .( 2 ) -Leonnatus .( 3 ) -Hephestion .( 4 ) -Lysimaque .( 5 ) -Aristobule .( 6 ) -Perdiccas .( 7 ) -Ptolemee .( 8 ) -Python .( 9 ) -Ores .( 10 ) -Ichtyophages .( 11 ) -Salmonte( در بعضى از نسخ سالموس نوشته‌اند ) .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1869 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )