دريانورد برگشته بكارهايشان ادامه دهند و از راه فرات به بابل درآيند . خود او در نظر گرفت ، كه بعد به سوريّه رفته از آنجا بافريقا عزيمت كند . سپس براى جنگ بقرطاجنه رود و از آنجا از راه صحراى نوميدى « 1 » گذشته تا گاد « 2 » ها براند ، زيرا شايع بود ، كه ستونهاى هرقل ( جبل طارق قرون بعد ) اينجا است و پس از آن به اسپانيا ، كه در يونان از اسم رود ايبر « 3 » ( ايبرى ) ناميده شده ، بگذرد و از آنجا از كوههاى آلپ و سواحل ايطاليا عبور كرده به اپير « 4 » درآيد . براى اجراى اين خيال اسكندر بحكام بين النهرين امر كرد از جبل لبنان چوب به تاپساك حمل كرده كشتيهائى بسازند ، كه داراى هفت رديف پاروزن باشد و تمام كشتيها را در بابل حاضر كنند . در تعقيب همينكار بپادشاهان قبرس نوشت ، كه مفرغ و نسوج كتان و بادبان بدهند .
روش ظفرمندى « 5 »
بعض مورّخين نوشتهاند ، كه اسكندر چون از مشقّات سفر گدروزى يا بلوچستان برست ، در كرمان يك روش ظفرمندى ( حركت نصرت ) ترتيب داد ، تا تقليد از باكوس افسانهاى ، وقتى كه او از سفر جنگى آسيا و هند فاتحانه برميگشت ، كرده باشد ، ولى آريّان گويد ( كتاب 6 ، فصل 8 ، بند 3 ) ، كه اين خبر بايد دور از حقيقت باشد ، زيرا بطلميوس و آريستوبول ذكرى در اين باب نكردهاند . آريستوبول فقط چنين گفته : « اسكندر پس از ورود به كرمان بشكرانه اينكه از هند فاتح برگشته و قشون او از گدروزى نجات يافته بود ، قربانيها كرد و بازيهائى با ورزشها و موسيقى ترتيب داد » . عقيده آريّان چنين است ، ولى از آنجا ، كه مورّخينى مانند پلوتارك و كنتكورث عقيده داشتهاند ، كه اين خبر صحيح بوده ، روايات آنان را ذكر ميكنيم . سكوت بطلميوس و آريستوبول را نميتوان مدرك قرار داد ، زيرا اينها اشخاصى رسمى بودند و نميتوانستند بعض كارهاى ناشايست اسكندر را بنويسند و اين نكته را هم بايد در نظر داشت ، كه پلوتارك تاريخ اسكندر را بىمبنا و مدرك ننوشته . از بعض جاهاى كتاب او به خوبى
هامش
( 1 ) - . ( الجزاير كنونى )Numidie( 2 ) -Gades .( 3 ) -Ibere .( 4 ) -Epire .( 5 ) -Marche Triomphale .