بازو سهلتر است . مسافت مصبّ دو بازو از يكديگر هزار و هشتصد استاد است ( 333 كيلومطر تقريبا ) در نزديكى جائى ، كه سند به دريا ميريزد ، اسكندر درياچهاى كشف كرد . سند بواسطه اين درياچه بدريائى شباهت دارد و ماهىهائى در اين آب يافت مىشود ، كه بزرگتر از ماهىهاى درياى مغرب است . اسكندر ، پس از اينكه براهنمائى بلدها بخليج كوچكى رسيد ، تمام قشون و كشتىهاى حملونقل خود را در تحت فرماندهى لئونّاتوس در اينجا گذاشت و خودش با كشتىهاى سى پاروئى و ده پاروئى به طرف دريا پيش رفت و به نظر او چنين آمد ، كه كشتىرانى در اين بازو سهلتر است . بعد او با چند سوار بساحل درآمد ، تا تحقيقاتى كند و ، پس از سه روز طى مسافت در اطراف ، ببحريّه خود برگشته امر كرد ، چاههائى در ساحل براى تحصيل آب بكنند . پس از اين كارها اسكندر بكشتى نشسته به پتاله برگشت و قسمتى از قشون را با تمام كارها تخصيص داد و بدرياچه مزبور برگشته امر كرد كارخانه كشتىسازى در اينجا بسازند . سپس سپاهى در اينجا گذارده و آذوقه چهار ماه را ، با آنچه براى بحرپيمائى لازم بود ، مهيّا كرد . اين موسم براى بحرپيمائى مساعد نبود ، زيرا بادهاى ساليانه از طرف دريا ، يعنى جنوب ، ميوزد ، نه از طرف شمال ، چنان كه در صفحات ما مشاهده مىشود . اين دريا بگفته هندىها از افول پروين در اوّل زمستان تا تحويل آفتاب ( تساوى روزوشب ) براى بحرپيمائى مساعد است . در اينوقت باران زياد مىبارد و پس از آن باد ملايمى ، كه براى بحرپيمائى خوب است ، ميوزد . نهآرخ منتظر اين موسم بود .
شرحى كه ذكر شد روايت آريّان است و در كليّات موافق نوشتههاى مورّخينى ، كه تا حال روايات آنها راجع بوقايع ذكر گشته ، ولى تفاوتهائى هم بين آنها هست :
پتاله را ديودور هىيالا « 1 » نوشته ( كتاب 17 ، بند 104 ) و معلوم است ، كه پتاله صحيح است ، چنان كه اكنون هم آن را چنين نامند . جزيرهاى را ، كه اسكندر بدان درآمده و قربانى كرده ، آريّان سيلّوت يا كيلّوت « 2 » ناميده ( كتاب 6 ، فصل 6 ،
هامش
( 1 ) -Hyala .( 2 ) -Cillute .