تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1836

مساهمون:

ص١٨٣٦
از آن اسكندر هفس‌تيون را مأمور كرد قلعه‌اى در اينجا بسازد و نيز دستور داد براى آبادى محل چاه‌هائى كنده آب بدست آرد . هنگامى ، كه عمله كار ميكردند ، چند نفر هندى بر آنها تاخته و ، پس از زدوخوردى ، چند نفر را كشته و عدّه‌اى كشته داده ، فرار كردند . اسكندر دسته‌اى از سپاهيان خود فرستاد ، تا كارگرها را حمايت كنند .

روايات ديگر

از زمان حركت اسكندر از رود هيفاز تا اين‌جا بيشتر روايت آريّان را متابعت كرده‌ايم ، زيرا مورّخ مذكور اين قسمت را مشروح‌تر نوشته و ديگر ، چون منابع تاريخ او يادداشت‌هاى بطلميوس و اريستوبول بوده ، اسامى مردمان و محل‌ّها را بالنّسبه بهتر و روشن‌تر ذكر كرده . روايات ديگران از قبيل ديودور ، پلوتارك و كنت‌كورث نيز در همين زمينه است ، ولى تفاوتهائى هم هست ، كه هرچند مهمّ نيست ، باوجود اين ذكر ميكنيم .

جنگ با سيب‌ها « 1 »

ديودور گويد ( كتاب 17 ، بند 96 ) چون اسكندر بمحلّ التقاى رود هيداسپ و آسه‌زين رسيد ، سربازها را پياده كرده به قصد سيب‌ها رفت . اين مردم مىگفتند ، اعقاب اشخاصى هستند ، كه با هركول كوه آارن را محاصره كردند و ، پس از اينكه بهره‌مند نشدند ، هركول آنها را در اينجا نشاند . اسكندر اردوى خود را نزديك يك شهر نامى زد . اعاظم اهالى با هداياى گران‌بها نزد اسكندر آمده و نژاد خودشان را تذكّر داده اظهار انقياد كردند . او رفتار آنها را ستود و آزاديشان را رعايت كرد . بعد بجنگ مردمان مجاور رفت و به زودى بمردم آگالاس « 2 » برخورد . قوّه اينها چهل‌هزار پياده و سه‌هزار سوار بود . مردم مزبور بر اثر جدال تلفات زياد داده و شكست خورده به شهر همجوار پناهنده شدند . اسكندر شهر مزبور را تسخير كرد و اهالى را برده‌وار بفروخت . قشون ديگر بومى در شهر ديگر بزرگى پناهنده شد و اسكندر آن را هم گرفت ، ولى ، چون اهالى در كوچه‌ها سنگر بسته بودند و از پشت‌بام‌ها جنگ ميكردند ، عدّه‌اى زياد از مقدونيها كشته شد . اسكندر در خشم فرو رفته امر كرد شهر را
هامش
( 1 ) -Sibes .( 2 ) -Agalasse .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1836 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )