1 - هيداسپ ( جلم ) « 1 » . 2 - هيدرااتس ( راوى ) . 3 - هيفازيس ( بيس ) . 4 - آلسهزينس ( چناب ) ( سترابون هيفازيس را هىپانيس و هيدرااتس را هىآرتيس نوشته - كتاب 15 ، فصل 1 ) . پهناى سند از اينجاها تا جائى ، كه مصبّش بشعبههائى تقسيم شده ، صد استاد ( سه فرسنگ و ثلث ) و بل بيشتر است . اسكندر در محلّ تلاقى رود آلسهزينس توقف كرد ، تا پرديكّاس رسيد . او مردم آزاد آبستان « 2 » را مطيع كرده بود . كشتىهاى سى پاروئى و كشتىهاى حملونقل ، كه مردم مستقل كساثرس « 3 » ساخته بودند ، در اينجا ببحريّه اسكندر افزود . بعد رسولانى از مردم و جمهورى اسّاديان « 4 » وارد شده اظهار انقياد كردند . اسكندر حدود ايالت فيليپ را تلاقى آلسهزينس و سند قرار داده سوارهنظام تراكى و عدّهاى از سپاهيان ديگر براى نظم ايالت به اختيار او گذاشت ( قبل از اينكه حكايت آريّان را دنبال كنيم ، لازم است تذكر دهيم ، كه از مردم كساثرس فقط آريّان اسم برده ، بىاينكه گفته باشد ، كه مساكن اين مردم كجا بوده . مورّخين و نويسندگان ديگر ، يعنى ديودور ، پلوتارك ، سترابون ، بطلميوس و كنتكورث ذكرى از اين مردم نكردهاند . م . ) .
بناى دو شهر
آريّان گويد ( همانجا ، بند 2 ) اسكندر در محلّ تلاقى آسهزين و سند شهرى بنا كرد ، كه از جهت موقعش بايد داراى سكنه زياد گردد و معروف شود . در اينجا كارخانه كشتىسازى تأسيس شد ( راجع به اين شهر بايد گفت ، كه آثارى از گفتهء آريّان پيدا نشده و معلوم نيست ، با كداميك از محلّهاى كنونى بايد آن را مطابقت داد . م . ) ، وقتى كه اسكندر در اين محلّ بود ، پدرزن او اكسيارتس وارد شد و اسكندر ايالت پاراپاميز را به او داد ، زيرا والى سابق اين ايالت تيرىيستيس « 5 » از عهدهء اداره كردن آن خوب برنيامده بود . پس از آن اسكندر به كراتروس امر كرد ، كه با سپاهش به طرف چپ رود سند بگذرد ، زيرا اين راه براى پيادهنظام سنگيناسلحه مناسبتر بود و ديگر ، اهالى اين صفحه
هامش
( 1 ) - اسامى ، كه در هلالين گذارده شده ، نامهاى كنونى اين رودها است .
( 2 ) -Abestanes .( 3 ) -Xathres .( 4 ) -Ossadiens .( 5 ) -Tiryestis .