تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1838

مساهمون:

ص١٨٣٨
بريزند ، تا راهى براى اسكندر به طرف اوقيانوس باز كنيم . بالاخره ما در جاهائى گم خواهيم شد ، كه طبيعت هم اين‌جاها را از چشم انسان مستور داشته . اسلحه جديد همواره براى ما دشمن جديد است و در مقابل اين‌همه مشقّات چه پاداشى خواهيم يافت ، جز مه و تاريكى و دريائى ، كه در ظلمت دائمى است و دره‌هائى ، كه پر است از حيوانات عظيم الجثه و آبهاى راكدى ، كه نشان مىدهد ، طبيعت محتضر بپايان قواى خود رسيده . اسكندر از اين وضع نگران شده سربازان خود را جمع كرد و به آنها گفت : « مردمانى ، كه باعث وحشت شما شده‌اند ، در جنگ چابك نيستند . اگر آنها را از پيش برداريم ، ديگر مانعى نخواهيم داشت و بانتهاى دنيا و بپايان زحمات شما خواهيم رسيد . من از گنگ صرف‌نظر كردم ، تا از راهى ديگر باوقيانوس برسم . خطر اين راه كمتر است ، ولى افتخارش به قدر همان راه . من هم‌اكنون هواى دريا را استشمام ميكنم . اين افتخار را از من سلب مكنيد و به آن حسد مبريد . مرا كمك كنيد ، تا از حدود هركول و باكوس بگذرم و نامى جاويدان از خود بگذارم . بالاخره ، چنان كنيد ، كه از هند فرار نكنيم ، خودمان از آن بيرون برويم » . پس از اين نطق ، سربازان اسكندر با شعف حاضر شدند ، افتخارى را ، كه او ميخواهد تحصيل كند ، به او بدهند و در حال اسكندر از احوال روحى آنها استفاده و جنگ را شروع كرد . كيفيّات اين جنگ ( با اكسىدراك‌ها و مالّيان ) موافق روايت كنت‌كورث همان است ، كه بالاتر از قول آريّان و غيره نوشته شده و به خوبى ديده مىشود ، كه وقتى كه اسكندر به تنهائى در درون ارگ داخل شده بود ، اگر هنديها چابكانه به او حمله كرده بودند ، قبل از رسيدن پسس‌تاس ، ليمه « 1 » ، لئونّاتوس و آريستوبول ، كار اسكندر را ساخته بودند و حتّى پس از رسيدن اينها هم ، هندىها ميتوانستند بمقصودشان نائل گردند ، ولى تأنّى و عدم تصميم فرصت داده ، كه مقدونيها بكمك اسكندر و اشخاص مذكور برسند . بنابراين بايد گفت ، وقتى كه اسكندر بسربازانش ميگفته : « اين مردمان در جنگ چابك نيستند » از تحقيقاتى
هامش
( 1 ) -Lime( كنت‌كورثTimeنوشته ) .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1838 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )