تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1809

مساهمون:

ص١٨٠٩
سپاه مقدونى و يونانى ، كه در زير بيرقهاى شما حركت ميكرد و امروز جز عدّه‌اى قليل چه مىبينيد ؟ از زمانيكه به باختر درآمديد ، تسّاليان را ، كه حرارتشان مبدّل بسردى ميشد ، مرخّص كرديد و حق بجانب شما بود . قسمتى از يونانيها ، تبعيد گشته يا اسير شهرهائى شده‌اند ، كه شما بنا كرده‌ايد . قسمت ديگر ، كه بمقدونيها پيوسته بودند ، در جدالها از پا درآمدند يا داسهاى امراض گوناگون آنها را درو كرد . عدّه‌اى ، كه زخم برداشته‌اند ، در شهرهاى آسيا پراكنده‌اند . مشتى مردم كه مانده قوّت و رشادتش در شرف زوال است . در ته قلوب آنها حسّيّات طبيعى بيدار گشته . ميخواهند زنان ، پدران ، فرزندان ، مادر ، وطن و مولد خودشان را ببينند . اين آرزوى آنها از جهت ثروتى ، كه به آنها داده‌ايد ، بيشتر قوّت يافته . كى ميتواند آنها را از اين جهت توبيخ كند ؟ آنها را بر خلاف ميلشان به كار نبريد ، چه در اين‌صورت كند و سست خواهند شد . چقدر بهتر است ؛ كه برگشته مادر خودتان را بآغوش كشيد ، نظم را در يونان استوار داريد و علامات آن‌قدر فتوحات درخشان را بالاى اجاق خانواده بياويزيد . بعد چه مانعى خواهيد داشت ، كه سفرهاى جنگى جديد بآسيا يا اروپا و يا افريقا پيش گيريد ؟ آنوقت است ، كه مقاصد خودتان را مجرى خواهيد داشت و خواهيد ديد ، كه مقدونىهاى زبده روى قدمهاى شما پرواز خواهند كرد ، آنوقت بجاى دسته‌هاى خسته و درمانده كنونى قشون تازه‌نفس خواهيد داشت و بجاى سربازانى ، كه بواسطهء كبر سنّ از كار افتاده‌اند ، جوانان با حرارت در اطراف شما خواهند بود ، جوانانى ، كه مخاطرات را نديده و پر از اميدواريها هستند . اين‌ها ، چون نتيجهء فتوحات رفقاى قديم شما را خواهند ديد ، فكرى جز تحصيل پاداشها و جايزه‌ها نخواهند داشت . پادشاها ، چه كار خوبى است ، كه شخص در دوره رفاه اعتدال را از دست ندهد . سردارى چنين بزرگ ، كه اسكندر است ، در رأس چنين لشكرى ، بىترديد از دشمنى باك ندارد ، ولى روزگار ضربتهاى خود را ناگهان مىزند و آنچه مقدّر است از آن گريزى نيست » ( آريّان ، كتاب 5 ، فصل 6 ، بند 3 ) .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1809 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )