تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1800

مساهمون:

ص١٨٠٠
مهم ساخلوهائى گذاشت و قسمتى را از قشون ، كه عبارت بود ، از دو فالانژ پياده‌نظام و نيمى از دسته كمانداران و دسته سواران دمتريوس برياست هفس‌تيون مأمور كرد ، داخل ولايت پروس فرارى شده و مردمان كنار رود هيدرااتس را مطيع كرده بمملكت پروس صميمى بيفزايند . بعد اسكندر بآنطرف رود مزبور گذشت و مردمان آن‌طرف رود را با مذاكره يا با اسلحه مطيع كرد ( آريّان ، كتاب 5 ، فصل 5 ، بند 4 ) .

جنگ با كاتيان « 1 » و اكسىدراك « 2 » و مالّيان « 3 »

پس از آن به اسكندر خبر دادند ، كه مردمان كاتيان و اكسىدراك و مالّيان براى حفظ استقلالشان متّحد شده در شهر محكم سانگالا « 4 » ( سنگاله ) جمع شده‌اند و اين مردمان بقدرى قوى هستند ، كه پروس و آبىسارس متّحدا نتوانستند از عهدهء آنان برآيند . اسكندر به قصد آنها حركت كرده روز دوّم بولايت پيم‌پراما « 5 » ، كه مساكن مردم آدراايست « 6 » است ، رسيد . اينها مطيع شدند . بعد اسكندر بقشون خود يك روز استراحت داد و فرداى آن روز ببلنديهاى سنگاله درآمده ديد ، كه سه مردم مذكور در نزديكى شهر بر يك بلندى در محوّطه‌اى ، كه سه رديف ارّابه سنگر آن است ، جا گرفته‌اند . اسكندر ، پس از اينكه مواقع دشمن را معلوم داشت ، به كمانداران دستور داد ، به طرف دشمن رفته تير اندازند ، تا او مجال يافته قشون خود را به حال جنگ درآورد . در اين‌وقت ، كه او جاهاى دسته‌ها را معيّن ميكرد ، پس‌قراول هم رسيد و اسكندر سواره‌نظام را در جناحين قرار داده پياده‌نظام را بقلب گماشت . بعد سواره‌نظام جناح راست را برداشته بجناح چپ هنديها حمله كرد ، زيرا چون در اين طرف فاصله ارّابه‌ها از يكديگر بيشتر بود ، اسكندر اينجا را ضعيف‌تر از جاهاى ديگر ميديد . سپس ، چون ديد ، كه هنديها پيش نمىآيند و اكتفا كرده‌اند باينكه از ارّابه‌هاى خودشان تير اندازند ، پياده شده به فالانژ امر كرد ، پيش برود . پس از آن مقدونيها هندىها را از سنگر
هامش
( 1 ) -Catheens .( 2 ) -Oxydraques .( 3 ) -Malliens .( 4 ) -Sangala .( 5 ) -Pimprama .( 6 ) -Adraistes .