كيليكيّه ، ارمنستان ، ماد ، پارت ، خوارزم گذشته ، در اينجا به پاراپاميز اتّصال مييابد . مقدونيها از جهت نخوت اسكندر پاراپاميز را قفقاز گفتند . ممكن است كه اين كوه هم بكوههاى سكائيه اتّصال يافته باشد . من اين كوه ( يعنى پاراپاميز ) را ، چنان كه تا حال ناميدهام ، باز كوه قفقاز مينامم . اين كوه تا درياى اريتره ( درياى عمان ) ممتدّ است و تمام رودها از توروس يا قفقاز سرچشمه ميگيرند . . . . . » .
بعد از ذكر رودهاى مهمّ و صفحاتى ، كه در آسياى جنوبى واقعاند و كرارا آنها را بالاتر ناميدهايم ، آريّان از پلى ، كه مقدونيها روى رود سند زده بودند ، صحبت داشته گويد ( همانجا ، بند 5 ) : « آريستوبول و بطلميوس ، كه دو هادى مناند ، نميگويند ، اين پل را چگونه ساختند . آيا اين پل مانند پلى ، كه خشيارشا روى بوغاز هلّسپونت ( داردانل ) زد و داريوش روى ايستر ( دانوب ) - از قايقها بود يا پل دائمى بنا كردند » . بعد مورّخ مزبور ميگويد « تصوّر ميكنم ، كه اگر ميخواستند پل دائمى بزنند ، از جهت عمق رود سند وقت و موادّ زيادى لازم داشت و خيلى مشكل بود . بنابراين بايد پنداشت ، كه مقدونيها همان كار كردند ، كه روميها بعدها براى گذشتن از دانوب و رن ميكردند » ( يعنى مانند داريوش و خشيارشا پل را از قايقها ساختند ) . بعد آريّان شرح ميدهد ، كه چگونه قايقها را به آب انداخته بهم اتّصال ميدهند .
اسكندر از سند گذشته به تاكسيل رسيد . اين شهر از تمام شهرهائى ، كه بين سند و هىداسپ واقعند ، بزرگتر است و ثروتمند مىباشد . پادشاه و اهالى آن تسليم شدند و اسكندر بعض صفحات ديگر را هم بمملكت او افزود . بعد آبىسار « 1 » ، پادشاه هنديها در كوهستان ، رسولانى با برادرش نزد اسكندر فرستاده تمكين كرد . رسولان ديگر از طرف دكساريس هدايائى آوردند . اسكندر پس از قربانى كردن ، فيليپ را والى اين صفحه كرده ساخلوى در اينجا گذاشت و مقدونيهائى ، كه به كار جنگ نميآمدند ، در اينجا ماندند .
هامش
( 1 ) -Abissare .