بود خاكستر گرديد . بر اثر حريق مردم شهر آگاه شدند ، كه در محاصرهاند و پس از آن بعضى خواستند تسليم شوند و برخى بجنگ رأى دادند . اسكندر امر كرد كسى را نكشند و فقط شهر را تنگتر محاصره كنند . بالاخره اهالى از دوام محاصره خسته شده تسليم گشتند و گفتند ، كه اين شهر را باكوس بنا كرده .
مبحث دوم - از سند تا هيفاز ( 327 - 326 ق . م )
رسيدن اسكندر به سند
پس از اينكه اسكندر كارهاى آارن را فيصله داد ، به طرف رود سند رهسپار شد و ، چون بكنار آن رسيد ، ديد كه هفستيون پلى روى رود مزبور ساخته و تاكسيل « 1 » پادشاه صفحهاى ، كه بين رود سند و هىداسپ « 2 » است ، هدايائى با كليد پاىتخت خود فرستاده . هدايا عبارت بود از چند كشتى كوچك ، دويست تالان نقره « 3 » ، سههزار گاو نر ، دههزار گوسفند و سي فيل . با اين هدايا هفتهزار سوار هندى بامر تاكسيل آمده بودند ، تا جزو قشون اسكندر گردند . اسكندر در اينجا قرباني كرد و به او گفتند ، كه نتيجهء فالها مساعد است ( آريّان ، كتاب 5 ، فصل 1 ، بند 3 ) .
روايت كنتكورث
مورّخ مذكور قضيّهء تسليم گشتن تاكسيل را چنين نوشته ( كتاب 8 ، بند 12 ) : در اين صفحه شخصى اومفيس « 4 » نام پادشاه بود . پدرش به او نصيحت كرده بود ، مملكت خود را به اسكندر تسليم كند .
لذا پس از مرگ پدر ، كس نزد اسكندر فرستاده كسب تكليف كرد و او جواب داد ، كه اومفيس بسلطنت خود باقى است ، ولى نبايد از اين حق سوء استعمال كند .
اين پادشاه به هفستيون سردار اسكندر مهربانى كرد و گندم براى مقدونيها داد ، ولى باستقبال سردار مزبور نرفت ، زيرا ميخواست به خود اسكندر تسليم شود .
عبور از سند ، ورود به تاكسيل
آريّان شرحى از بزرگى رود سند و اينكه اين رود بعد از گنگ « 5 » بزرگترين رود آسيا و اروپا است سخن رانده گويد ( كتاب 5 ، فصل 2 ، بند 1 ) : اگر عقيدهء كتزياس وزنى
هامش
( 1 ) -Taxile .( 2 ) -Hydaspe( جلم كنونى ، كه به سند ميريزد ) .
( 3 ) - تقريبا يك ميليون و يكصد و بيستهزار فرنك طلا .
( 4 ) -Omphis .( 5 ) -Gange .