تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1775

مساهمون:

ص١٧٧٥
برگماشت ، مردان كوه ، چون ديدند اسكندر پافشرده ، تصميم بتخليه كوه كردند ، توضيح آنكه در مدّت دو روز وانمودند ، كه از فتح خود غرق شادى هستند ، زيرا آواز كوس و دهل تمام شب بلند بود . شب سوّم خاموشى قلعه را فرو گرفت ولى آتشهاى زيادى روشن شد . اسكندر بالاكروس « 1 » را فرستاد تا تفتيش كند ، كه آتشها را با چه مقصود روشن كرده‌اند . او برگشت و گفت مردان كوه آن‌را تخليه كرده‌اند و فرار ميكنند . همين كه اسكندر اين بشنيد ، امر كرد تمام سپاهيان او نعره‌اى برآرند . آنها چنين كردند و اين صدا باعث وحشت فراريان و بىنظمى آنان گرديد ، چنان كه از بالا به زير افتاده بعضى كشته شدند و برخى فاقد دست و پا گرديدند . پس از آن اسكندر امر كرد قلّه كوه را گرفتند و بشكرانه اين بهره‌مندى ، كه از ترس بىموقع دشمنان حاصل شده بود ، نه از فتح مقدونىها ( زيرا او از تسخير كوه مأيوس بود ) امر كرد محرابى براى مىنرو ( ربة النّوع عقل و جنگ ) و نيز براى ربة النّوع فتح بسازند . رهنمايان مذكور در فوق هم پاداشى يافتند ، اگرچه آنقدر ، كه وعده كرده بودند ، نتوانستند انجام دهند . پس از آن حفاظت كوه و ساخلو ولايت را اسكندر به عهده سىسىكس‌توس « 2 » محوّل داشته از اينجا بيرون رفت ( كنت‌كورث ، كتاب 8 ، بند 11 ) .

روايت ديودور

مورّخ مذكور شرح اين قضيّه را چنين نوشته ( كتاب 17 ، بند 85 ) : اسكندر در ابتداء بواسطهء اشكالات زياد نميخواست كوه آارنس « 3 » را تسخير كند ، ولى چون شنيد ، كه هركول بواسطهء زمين‌لرزه از تسخير آن مأيوس شد و رفت ، خواست با خدا رقابت كند و عازم تسخير آن گرديد . دور كوه صد استاد ( تقريبا سه فرسنگ و ثلث ) ، ارتفاع آن شش استاد و سطح آن صاف و مدوّر است . رود سند ، كه بزرگترين رود هند است ، از طرف جنوب از پاى آن جارى است و از اطراف ديگر دره‌هاى عميق كوه را احاطه دارد . اسكندر داشت از تسخير كوه مأيوس ميشد ، كه پيرمردى نزد او آمده و گذشته‌هاى
هامش
( 1 ) -Balacrus .( 2 ) -Sisicostus .( 3 ) -Aornos .