شورش مركند
موافق نوشتهء آريّان ( كتاب 4 ، فصل 1 ، فصل 4 ) : چون خبر شورشها به سكاهاى آسيائى رسيد ، قشون آنها تا تاناايس پيش آمد ، كه بمقدونيها حمله كند و نزديك بود ، كه اغتشاش خيلى بالا گيرد .
از طرف ديگر خبر رسيد ، كه سپىتامن ساخلو مقدونى را در مركند محاصره كرده . اسكندر منهدم « 1 » و آندروماك « 2 » و كارانوس « 3 » را با شصت هتر و هزار و پانصد سرباز اجير و هشتصد سوار بكمك ساخلو فرستاد . يكنفر ليكيانى « 4 » ، كه فرنوك « 5 » نام داشت و زبان خارجيها را ميدانست ، با آنها براى مترجمى رفت و اسكندر امر كرد ، كه سرداران سهگانهء مزبور در تحت فرمان اين ليكيانى باشند . كنتكورث نوشته ، كه سپىتامن ساخلو مقدونى را از مركند رانده بود و اهالى اين شهر با ياغىگرى او همراه نبودند ، ولى مقاومت هم نميتوانستند بكنند ( كتاب 7 ، بند 6 ) .
بناى اسكندريّه اقصى « 6 »
اسكندر در اينوقت به طرف رود تاناايس ( سيحون ) رفته در كنار آن اردو زد و بعد امر كرد دور اردوگاه ديوارى بسازند . محيط ديوار شصت استاد ( دو فرسنگ ) بود . تمام سربازان مشغول اين كار گشتند و برقابت يكديگر بر جدّ خود افزودند ، چنان كه در 16 روز ، يا بقول آريّان 20 روز ديوار باتمام رسيد و خانههائى هم ساخته شد . اسكندر اين شهر را اسكندريّه ناميد و ، براى آنكه آن را مسكون گرداند ، اسرائى را ، كه فروخته بود از اربابان آنها باز خريد و در اين شهر نشاند و يونانيها و نيز مقدونيهائى ، كه به كار جنگ نميآمدند ، در اينجا سكنى گزيدند ( نتيجه اين شد ، كه شهر كوروش در كنار رود سيحون خراب گشت و شهر اسكندر در كنار همان رود تأسيس شد . اين اسكندريّه را يونانىها اسكندريّهء اقصى ناميدهاند و محلّ را با خجند كنونى منطبق مىدارند . شهر كوروش را دورترين شهر كوروش مىناميدند و ظنّ قوى اين است كه محلّ آن اوراتپهء كنونى بوده . م . ) .
هامش
( 1 ) -Menedeme .( 2 ) -Andromaque .( 3 ) -Caranus .( 4 ) -Lycien .( 5 ) -Pharnauque .( 6 ) -Alexandria eschata .