لاسدمونيها پنداشتند ، معاهدهاى ، كه بين خالسيداس و تيسافرن منعقد شده ، ناقص است و ، چنان كه مىشايست و مىبايست ، بنفع اسپارت بسته نشده . اين بود كه از حضور ترامنس « 1 » يكى از رجال خود در توريوم « 2 » استفاده كرده معاهدهء ديگرى منعقد كردند . مضمون معاهده اين بود : ( توسيديد كتاب هشتم ، بند 37 ) :
« نظر بموافقتى كه بين لاسدمونيها و متّحدين آنان از يك طرف و شاه داريوش و اولاد شاه مزبور و تيسافرن از طرف ديگر به عمل آمده ، بين آنها صلح و مودّت بشرائط ذيل برقرار خواهد بود : 1 - تمام صفحات و شهرهائى ، كه متعلق بشاه است يا متعلّق به پدر و اجداد او بود معرض جنگ يا خسارتى از طرف لاسدمونيها يا متحدين آنها واقع نخواهند شد . 2 - لاسدمونيها يا متّحدين آنان هيچگونه باجى از اين ممالك نخواهند گرفت . شاه داريوش يا تبعهء او با لاسدمونيها و متحدين آنان در جنگ نخواهند شد و خسارتى به آنها وارد نخواهند كرد . 3 - اگر لاسدمونيها و متّحدين آنها از شاه خواهشى كنند يا شاه از لاسدمونيها و متّحدين آنان تقاضائى كند و تقاضاى طرفى را طرف ديگر بپذيرد ، آنچه در نتيجهء آن كنند صحيح خواهد بود . 4 - طرفين معا با آتنىها و متحدين آنان جنگ خواهند كرد . 5 - اگر بخواهند صلح كنند ، عهد صلح بايد با شركت يكديگر منعقد شود .
6 - هر سپاهى ، كه بتقاضاى شاه در خاك او اقامت كند ، مخارجش را بايد شاه بپردازد . اگر شهرى ، كه با شاه معاهدهاى منعقد كرده ، بر ضدّ حكومت او باشد ، ساير شهرها مخالفت و از حقوق شاه دفاع خواهند كرد . 7 - اگر شهرى ، كه جزو مملكت شاه يا در تحت اطاعت او است ، به خاك لاسدمونىها يا متحدين آنان تجاوز كند ، شاه مخالفت و از حقوق آنان دفاع خواهد كرد » . از مقايسهء اين معاهده با معاهدهء اوّلى روشن است ، كه لاسدمونيها و متحدين آنان خواستهاند از مسؤليّت خود بكاهند و با اين نظر هر تعهّدى كه لاسدمونيها راجع بعدم تجاوز بمستملكات شاه كردهاند ، نسبت بخودشان و متحدينشان است ، نه نسبت به آتنيها
هامش
( 1 ) -Theramenes .( 2 ) -Thurium .