نشسته بود . بالاخره ايرانىها خوب بخاطر داشتند ، كه زحمات وارده بر آنها از زمان داريوش اوّل تا آن روز ، با پيشقدمى آتنىها شروع مىشد و غالبا موافق منظور آنها خاتمه مىيافت .
اتّحاد ايران با اسپارت
بنابر جهاتى كه ذكر شد ، دربار ايران پيشنهاد تيسافرن را پذيرفت و او با خالسيداس « 1 » نمايندهء اسپارت معاهدهاى بست ، كه مضمون آن ، چنان كه توسيديد گويد ( كتاب هشتم ، بند 18 ) ، چنين بود : 1 - تمام ممالك و شهرهائى ، كه در تصرّف شاهاند يا متعلّق باجداد او بودند ، در تحت اطاعت او باقى خواهند ماند . 2 - شاه و لاسدمونيها و متحدين آنها مانع خواهند شد از اينكه آتنىها از اين شهرها ، كه منبع عايدات آنها است ، چيزى بهر اسم و رسم كه باشد ، دريافت دارند . 3 - شاه و لاسدمونيها و متحدين آنان معا با آتنىها جنگ خواهند كرد و جائز نخواهد بود ، كه شاه يا لاسدمونيها و يا متحدّين آنان بىرضايت يكديگر با آتنىها صلح كنند .
4 - اگر كسانى از اتباع شاه بر ضدّ او باشند ، دشمن لاسدمونيها و متحدين آنان نيز بشمار خواهند رفت . 5 - اگر كسانى از اتباع لاسدمونيها بر ضد آنان قيام كنند ، دشمن شاه نيز محسوب خواهند شد ( 414 ق . م ) .
در آتن همين كه شنيدند اسپارتىها با ايران داخل مذاكره شدهاند ، متوحش گشتند ، ولي كارى نتوانستند بكنند . اتّحاد ايران با اسپارت باعث شد ، كه جزيرهء خيوس و شهر مىلت بر آتنىها شوريده به تيسافرن تسليم شدند و تيسافرن ارگى در مىلت ساخته ساخلوى در آنجا گذاشت . بعد بحريّهء اسپارت حمله بجزيرهء يازس كرد و ، چون آتنىها نتوانستند كارى كنند ، سپاهيان اجير يونانى ، كه دور آمرگس جمع شده بودند ، به تيسافرن اظهار انقياد كردند ، ولى سپاهيان ايرانى نسبت به آمرگس باوفا ماندند . بعد لاسدمونىها ، چنان كه بالاتر ذكر شد ، بهر سرى يك در يك گرفته آنها و ساير سكنهء يازس را به تيسافرن واگذاردند و او آمرگس را بشوش فرستاد و در آنجا گويا او را هم مانند پدرش كشتند . پس از آن
هامش
( 1 ) -Chalcideos .