رسيديم ، وقايع آن را مرتّبا شرح دهيم « 1 » . پس از بهرهمندى تيسافرن در گرفتن پىسوتنس داريوش بوعدهء خود وفا كرده او را والى ليديّه و فرناباذ را والى ايالتي كرد ، كه در ساحل هلّسپونت واقع بود « 2 » . در اين زمان ، چنان كه بالاتر گذشت ، جنگهاى درونى يونان شروع شده بود و آتن و اسپارت با ابرامى هرچه تمامتر باهم مىجنگيدند و هر يك از طرفين ميخواستند براى غلبه بر ديگرى كمكى از ايران بگيرند ، ولى تيسافرن از به دو ورود بايالت خود سياست خود را بر اين قرار داد ، كه تا ممكن است بهيچكدام از طرفين كمك نكند و ، اگر ديد طرفى دارد فائق ميآيد ، به طرف ديگر كمك كند ، تا زمانى كه طرف قوى ضعيف گردد و ، چون ضعيف بواسطه كمك ايران قوى شد ، از رسانيدن كمك دريغ دارد ، تا باز از قوّت او بكاهد و بدين منوال نه غالب معلوم گردد و نه مغلوب و جنگ هم به درازا كشد . تيسافرن چنين حساب مىكرد ، كه در نتيجهء جنگ طولانى يونان بقدرى ناتوان خواهد گشت ، كه هيچيك از دول آن ديگر در فكر حمله بمستملكات ايران در آسياى صغير نخواهد بود .
بنابراين سياست در اوايل جنگ مزبور تيسافرن چنين تشخيص داد ، كه ايران هيچگونه كمكى به آتن يا اسپارت نكرده آنها را به خود واگذارد و داريوش هم با اين نظر موافق بود ، ولى پس از آنكه سفر جنگى آتنىها بجزيرهء سيسيل كاملا بعدم بهرهمندى آنها خاتمه يافت ، تيسافرن بدربار ايران پيشنهاد كرد ، كه دولت به اسپارتيها كمك بكند . جهات اين پيشنهاد چنين بود : اولا آتن در درياها بر اسپارت برترى داشت و مانع بود از اينكه مستعمرات يونانى در آسياى صغير در تحت اطاعت ايران درآيند ، از طرف ديگر دربار ايران نميخواست از باج مستعمرات يونانى صرفنظر كند و از ولات خود آن را مطالبه ميكرد . ثانيا ليكون آتنى و سپاهيان اجير آتن به پىسوتنس ، بر ضد داريوش كمك كرده بودند و آمرگس پسر پىسوتنس ، كه با داريوش مخالفت ميكرد ، با سپاهيان آتنى در جزيرهء يازس
هامش
( 1 ) - مآخذ ما در اين مبحث كتابهاى توسيديد و كتاب اوّل و دوّم كزنفون است ، كه تاريخ يونان را نوشته و نيز كتاب 12 و 13 ديودورسى سىلى . معلوم است ، كه از وقايع آنچه راجع بايران بوده ، استخراج شده .
( 2 ) - ( فريگيّهء سفلى ) - كرسى اين ايالت راداس كيليون ميناميدند .