تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1686

مساهمون:

ص١٦٨٦
كنت‌كورث گويد ، كه او كلاه خود را برداشته اريگيوس را بجنگ تن‌بتن طلبيد و طرفين رشادتها كردند ، تا بالاخره ساتىبرزن افتاد . بعد آريّان گويد ( همانجا ، بند 4 ) : در اين احوال اسكندر بپايهء كوههاى قفقاز رسيد و در آنجا شهرى بنام خود ساخت . پس از قربانىهائى ، كه معمول بود ، از قلّه كوه گذشته پراكسس « 1 » پارسى را والى كرد و نىلوك‌سنوس « 2 » را با قشونى ناظر او قرار داد . چنان كه آريستوبول گويد ، قفقاز بلندترين كوه آسيا است و بسيار ممتدّ . زنجيرهء طويل كوهها از اينجا تا توروس ، كه در همسايگى كيليكيّه و پام‌فيليّه واقع است ، امتداد مييابد و جزو قفقاز بشمار ميرود . كوه قفقاز از نام مردمانى ، كه در حوالى آن سكنى دارند ، اسامى مختلف دارد . قلّهء اين كوه عارى از گياه است و در اين قسمت فقط درخت سقّز و سيل‌فيوم « 3 » ميرويد . باوجود اين اينجاها سكنه دارد و آنها حشمى زياد ميپرورند . گلّه بوى سيل‌فوم را استشمام كرده گل و ساقهء آن را تا ريشه مىخورد . به همين جهت است ، كه اهالى سيرن « 4 » ، چون اين گياه را گرانبها ميدانند ، دور آن پرچينى ميكشند ، تا از خسارت حشم مصون باشد . اين است روايت آريّان ، ولى كنت‌كورث و ديودور قدرى مشروح‌تر راجع به اين قسمت ايران آن‌روز صحبت داشته‌اند . اوّلى گويد ، كه رخّج تا درياى سياه ( پونت‌اوكسن « 5 » ) امتداد مييابد ( از اين عبارت معلوم است ، كه مورّخ مذكور از جغرافياى اين صفحات اطّلاع نداشته ) . اسكندر اين مملكت را باطاعت درآورد و بعد در اين‌جا سپاهيانى ، كه در تحت فرماندهى پارمن‌ين در همدان بودند ، بقشون اسكندر ملحق گشتند . اين لشكر از شش‌هزار مقدونى و پنجهزار يونانى و دويست سوار تركيب يافته بود . اسكندر مم‌نن را با ساخلوى مركب از چهارهزار پياده و ششصد سوار بايالت رخّج منصوب داشت . بعد او به طرف مملكتى رفت ، كه حتّى همسايگانشان آنها را نمىشناختند ، زيرا مردم مزبور از هرگونه روابطى با مردمان ديگر دورى ميجستند .
هامش
( 1 ) -Proexes .( 2 ) -Niloxenus .( 3 ) -Silphium( در اينجا بمعنى يونجه است ) . ( 4 ) -Cyrenes( مستعمرهء يونانى در افريقا ، در همسايگى برقه ) . ( 5 ) -Pont - Euxin .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1686 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )