كلخيد « 1 » براى بدست آوردن پشم زرّين « 2 » گفته شده ، كه يك مردم سكائى موسوم به آريماسپ به آنها خيلى كمك كرد و يونانىهاى مذكور آنها را اورگت يعنى خيّر ناميدند . شايد بمناسبت اين داستان ، سرداران اسكندر اين مردم را همچنين ناميدهاند و بعد يادداشتهاى سرداران در كتب مورّخين مذكور منعكس شده ( موارد اين نوع تغييرات در اسامى محلّها و غيره كم نيست و پائينتر جهت آن روشن خواهد بود ) . در خاتمه بايد گفت ، كه ژوستن هم از مردم اورگت ذكرى كرده ، ولى از قراين چنين به نظر ميآيد ، كه اسم سابق اين مردم را تروگپومپه آداسپ « 3 » نوشته بوده ، زيرا ژوستن مردمى را به اين اسم ذكر مىكند ، ولى راجع بلفظ اورگت توضيحى نميدهد ( كتاب 12 ، بند 5 ) ظنّ قوى ميرود ، كه آداسپ مصحّف آراسپ يا آرياسپ است .
اسكندر در رخّج و پاراپاميزاد
آريّان در اين باب نوشته ( كتاب 3 ، فصل 9 ، بند 3 ) ، كه اسكندر از مردم آگرياسپ به قصد بسّوس حركت كرد و در راه مردم دراگوگ « 4 » و درانگ « 5 » و رخّجىها را باطاعت درآورده اين ايالت را به ممنن « 6 » داد . بعد او باوجود برفهاى زياد و نبودن آذوقه و خستگيها ، هنديهاى سرحدّى را مطيع كرد ( مقصود آريّان از مردم درانگ همان سيستانيها هستند ، رخّج ، چنان كه كرارا گفته شده ، همان مملكتى است ، كه داريوش آن را هرخوواتيش ناميده و يونانيها آراخوزيا . ( قندهار كنونى ) . هنديهاى سرحدّى هم بايد مردمانى باشند ، كه در افغانستان شرقى ميزيستهاند ) . چون اسكندر از شورش ثانوى هراتيها آگاه شد و دانست ، كه بسّوس دوهزار سوار بكمك ساتىبرزن فرستاده و او به هرات تجاوز كرده ، ارتهباذ را با اريگيوس و كارانوس براى جلوگيرى از او فرستاد و به فراتافرن والى پارت امر كرد ، كه به آنها ملحق گردد .
پس از آن بين يونانىها و خارجيها جنگى شد و سپاهيان ساتىبرزن فقط وقتى فرار كردند ، كه اريگيوس ضربتى به صورت سردار مزبور زده او را به زمين افكند .
هامش
( 1 ) -Colchide( در ساحل شرقى درياى سياه ، لازيكاى قرون بعد ) .
( 2 ) -Toison d'or .( 3 ) -Adaspes .( 4 ) -Dragogues .( 5 ) -Drangues .( 6 ) -Memnon .