امتحان او امر كرد از ناراضىها دستهاى ترتيب دهند ، كه از ساير قسمتهاى قشون جدا باشد . اين دسته را گروهان بيديسيپلين ناميدند و اينها ، چنان كه نوشتهاند ، بعدها جلادت و رشادتهاى حيرتانگيز ابراز داشتند ، تا اسكندر از گذشتهء آنها صرفنظر كند ( كنتكورث ، كتاب 7 ، بند 2 - ژوستن ، كتاب 12 ، بند 5 ) .
مبحث سوم سكندر در آگرياسپ « 1 » ( آرياسپ ) ، رخّج ، پاراپاميزاد و باختر
عزيمت اسكندر به آگرياسپ
پادشاه مقدونى ، پس از آنكه به كارهاى سيستان تمشيتى داد و يكنفر والى براى هرات معيّن كرد ، به طرف مردمى راند ، كه موافق نوشتههاى مورّخين يونانى اورگت « 2 » نام داشت .
ديودور گويد ( كتاب 17 ، بند 81 ) : اين مردم وقتى معروف به آريماسپ « 3 » بودند و حالا آنها را اورگت نامند . وجه تسميه از اينجا است ، كه كوروش در موقع لشكركشى در صحرائى بىآبوعلف دوچار قحطى شد ، بحدّى كه سربازان او يكديگر را ميخوردند . در اينوقت اين طايفه با سههزار ارّابه ، كه مملوّ از آذوقه بود ، بكمك كوروش شتافت و در ازاى اين همراهى غيرمترقّب ، كوروش اين مردم را از دادن ماليات معفوّ داشت و هداياى زياد به آنها داده اسم طايفه را به اورگت تبديل كرد ( اورگت به زبان يونانى بمعنى خيّر است ) . اسكندر هم ، چون بدين محلّ رسيد ، مردم با آغوش باز او را پذيرفتند و او هداياى زياد به آنها داد . اهالى گدروزيا « 4 » ، كه در همسايگى مردم آريماسپ سكنى دارند ، نيز اسكندر را خوب پذيرفتند ( گدروزيا را با بلوچستان كنونى تطبيق ميكنند ) . اين روايت گفتههاى هرودوت را راجع بلشكركشى كوروش بمشرق ايران تأييد مىكند ، ولى زمان اين كشورگشائىها محقّقا معلوم نيست .
كنتكورث در اين باب چنين گويد ( كتاب 7 ، بند 3 ) : اين مردم را در ابتداء آگرياسپ مىناميدند ، ولى ، چون لشكر كوروش در اينجا بواسطهء وفور آذوقه و
هامش
( 1 ) -Agriaspes .( 2 ) -Evergetes .( 3 ) -Arimaspes .( 4 ) -Gedrosie .