بيش از خرابههاى تختجمشيد ديده مىشود ، كاشيهائى است ، كه با آن روى ديوارها را مىپوشانيدهاند .
عدّهاى از اين كاشيها مجالسى را تشكيل ميدهد ، كه به تيراندازان معروف و حالا در موزه لوور پاريس است . يكى از مجالس عبارت است از : شش نفر سپاهى تمام مسلّح ، كه سه بسه در دو رديف روبروى هم ايستاده و نيزهها را بالاى زمين نگاهداشتهاند ، گوئى ، كه در حال سلام نظامى بودهاند . رنگآميزى اين كاشيها و زيبائى آن باعث حيرت است ( گراور 38 ، صفحهء 837 ) . در اينجا فريزى بدست آمده از شيرها و شيرى ، كه دم اژدها دارد و به داريوش حمله مىكند .
كاشىسازى را ، چنان كه در فوق گفته شد ، ايرانيها از بابل اقتباس كردهاند ( شايد از دروازه ايشتار در بابل ) ولى تفاوتهائى در شكل حيوانات ديده مىشود ، مثلا دم شير ايرانى بالاتر است و عضلات شير برجستهتر . در گاو نر پردار ايرانى و بابلى نيز تفاوتى ديده مىشود .
كتيبههاى شوش
1 - از داريوش بزرگ
هيئت علميّه فرانسوى ، كه حفريات شوش را دنبال مىكند ، در اينجا كتيبههائى يافته و كتيبهاى از داريوش اوّل است ، كه ميتوان گفت بعد از كتيبه بيستون و نقش رستم از هر كتيبهء شاه مزبور و شاهان ديگر هخامنشى مفصّلتر و از نظر تاريخى و نيز صرف و نحو و فقه اللّغهء زبان پارسى قديم مهمّ مىباشد . اين كتيبه بر لوحههائى از گل رس خوب و مرمر بسه زبان ( پارسى ، عيلامى ، آسورى ) نوشته شده و لوحههاى مزبور زير قصرى بوده ، كه داريوش ساخته بود و بعد اين قصر در زمان اردشير اوّل سوخته و در زمان اردشير دوّم آن را از نو ساخته ، مرمّت كرده بودند . لوحهها ، چون خرد شده بود ، يك دفعه از زير خاك بيرون نيامده ، آنها را قطعهقطعه از 1898 ميلادى تا 1928 متدرّجا بدست آورده و هريك از قطعات را با زحمات زياد به جائى ، كه مقتضى بوده ، گذاشتهاند ، تا بالاخره در سنه آخرى بدرجهاى اين كار