پاسنگهاى آنها به شكل زنگ شتر است « 1 » . در رواقهاى جنبين ، اين پاسنگها را باشكال مختلف زينت داده و تيرهاى سقف را بجاى اينكه بر سر ستونهائى مركب از چند پارچه نهاده باشند ، بر حمّالهائى به شكل ساده گاو يا شير نهادهاند . از طالار بزرگ برواق شمالى دو در ، و به دو رواق جنبين يك در ، در وسط باز مىشود . در دو زاويهء شمالى قصر ، يعنى در طرف راست و چپ رواق اصلى ، دو باروى محكم به پا بوده .
فقط از برج شرقى آثارى بجا مانده و برج غربى بكلّى از ميان رفته ، چنان كه حصار صفّه هم در اين محلّ محو شده و فقط آوار آن در پاى صفّه باقى است .
قصر صد ستون
در دست چپ اپدانه ( سمت مشرق ) دوّمين قصر بار واقع است و كتيبه ندارد ، لكن بمناسبت صفت مميزهاش قصر « صد ستون » ناميده شده . قصر مذكور با دو سردر بزرگ ، همسطح بنا شده و بنابراين پستتر از اپدانه واقع است . باوجود زيادى عدّه ستونها ، سطح مجموع اين بنا از سطح تمام بناى اپدانه كمتر است .
گذشته از طالار مركزى جائى را بطور قطع تشخيص نميتوان داد ، مگر رواق شمالى را ، زيرا بواسطهء كاوشهائى ، كه سابقا معتمد الدوله ( فرهاد ميرزا ) در آنجا كرده ، اضلاع ديگر چنان در زير خاك آوار پنهان شده ، كه ديگر در هيچجا خاك قديم را نميتوان ديد . رواق شمالى از يك جفت گاو پشتبندى شده بود و دو در ، در ضلعين جنبى رواق ، كه جرزهاى آنها نقش جسيمى از دو نفر مستحفظ دارد ، ثابت مىكند ، كه لااقلّ دو اطاق كوچك در زواياى بنا نظير دو برج اپدانه وجود داشته ، سقف طالار مركزى بر 10 رديف ستون قرار گرفته و هر رديف عبارت از 10 ستون بوده . پاسنگهاى آنها بجا مانده ، امّا خود آنها مثل باقى عمارت از اثر حريق عظيمى ، كه يقينا عمدى بوده ، خراب شده و اين همان حريق مشهور است ، كه اسكندر مرتكب آن گرديده . جزئيات معمارى ستونها بستونهاى طالار مركزى اپدانه شبيه است . امّا در قصر صد ستون از وجود يازده در و پنجره و طاقچه ،
هامش
( 1 ) -Campaniforme .