تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1573

مساهمون:

ص١٥٧٣
بند 5 - » » » اى كه پس از اين شاه خواهى بود ، خود را سخت از دروغ نگاه دار . اگر فكر كنى ، كه چه كنم ، تا مملكتم امن باشد ، فريب‌دهنده را كيفر ده . بند 6 - » » » آنچه كردم ، بفضل اهورمزد از جزئى و كلى كرده‌ام « 1 » . اى آنكه در آينده اين كتيبه را خوانى ، باور كن ، كه اين كارها را كرده‌ام ، آن را دروغ مدان . بند 7 - » » » اهورمزد مرا گواه است ، كه اينكه اين كارها را از جزئى و كلى كرده‌ام ، راست است ، نه دروغ . بند 8 - » » » بفضل اهورمزد كارهاى بسيار ديگر نيز كرده‌ام كه در اين كتيبه ننوشته‌ام . از آن جهت ننوشته‌ام ، تا آنكس ، كه پس از اين ، نوشته را خواند ، نپندارد ، كه اين كارها پر زياد است ، آن را باور ندارد ، دروغ بداند . بند 9 - » » » شاهان قبل ، در زمان زندگانيشان چنين كارها نكردند و من بفضل اهورمزد از جزئى و كلى كردم . بند 10 - » » » اكنون تو باور داشتى آنچه را ، كه كرده‌ام . پس آن را پنهان مدار . اگر پنهان ندارى ، بمردم بگوئى ، اهورمزد تو را يارى كناد ، دودمان تو پاينده و عمرت دراز باد . بند 11 - » » » اگر اين گفته‌ها را پنهان دارى ، بمردم نگوئى ، اهورمزد تو را بزند و دودمان تو نپايد . بند 12 - » » » آنچه من از جزئى و كلى كردم ، بارادهء اهورمزد بود . اهورمزد مرا كمك كرد و ايزدان ديگر نيز . بند 13 - » » » از آن جهت اهورمزد مرا يارى كرد و ايزدان ديگر نيز ، كه چه من و چه دودمانم نه دشمن ( يعنى بدقلب ) بوديم ، نه دروغگو و نه بىانصاف . من موافق حق و عدالت سلطنت كردم . نه بنده‌اى را آزردم و نه مردم پست ( يعنى ضعيف ) را . مردى كه دودمان مرا يارى كرد ، او را نواختم . آنكه را ، كه بدى
هامش
( 1 ) - در اين بند و چند بند ديگر اين جمله تكرار شده ، بعضى مانند تلمن آن را در « همان سال » ترجمه كرده‌اند و برخى ، چنان كه نوشته‌ايم .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1573 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )