. . . من اين كتيبهها را به تمام ممالك فرستادم با مضامين آن آشنا شدند » .
كشفيات نوين اين نوشته داريوش را تأييد كرده ، زيرا نسخهء بابلى كتيبه را در بابل و نسخهء آرامى آن را در الفانتين مصر يافتهاند .
ويسباخ بنابر نسخهء عيلامى اين بند كتيبه عقيده داشت ، كه خط نسخه پارسى كتيبه را داريوش ترتيب داده بود ، ولى سايرين ، كه از جمله ادوارمىير « 1 » است ، اين عقيده را رد كردهاند . آنها ميگويند ، كه مقصود داريوش از « طور ديگر » خطى است ، كه براى سالنامهها و تحريرات دفترخانهها و مكاتبات جاريه ترتيب داده بود ، زيرا استعمال خطوط ميخى براى اين موارد خيلي مشكل بود . اينها در كلمهء « آريانى » هم ترديد دارند .
ستون پنجم
داريوش شاه گويد ، اين است آنچه من كردم ( در سوّمين ؟ ) سال سلطنت .
ايالتى هست ، كه خوزستان نام دارد . اين ايالت بر من شوريد ( بعضى ترجمه كردهاند در دفعهء سوّم از من برگشت ) مردى را ( مامائىتا ) نام ( بعضى خواندهاند اىيائيم نام ) خوزستانىها سردار كردند . در سال چهارمين لشكر خود را بخوزستان فرستادم . مردى بود گئوبرو و پارسى تابع من ، او را سردار كردم . پس از آن گئوبروو با لشكرى بخوزستان رفت . با شورشيان جنگيد ، آنها را شكست داد ، سردار را گرفته نزد من آورد و من او را كشتم ، پس اين ايالت از آن من گرديد .
بند 2 - داريوش شاه گويد پس از آن آنها ( يعنى خوزستانىها ) ترسيدند و اهورمزد آنها را بدست من داد . بارادهء اهورمزد با آنها چنان كردم ، كه خواستم .
بند 3 - داريوش شاه گويد هركس كه اهورمزد را پرستش كند ، تا زمانى كه خانوادهاش باقى است و زندگانى . . . . . . . . . . و . . . . . .
بند 4 - داريوش شاه گويد با لشكرى بمملكت سكاها رفتم . . . . . در سكائيه . . . .
در تيگر ( دجله ) . . . . . . . . . . در دريا با كشتىها گذشتم . . . . . جنگ
هامش
( 1 ) -Ed . Meyer . Geschichte der Altertums .