تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 955

مساهمون:

ص٩٥٥
حركت كند ، ولى چون قصد سغديان را دريافت تعلّل ورزيد ، تا آنكه لشكرى بزرگ آراسته به طرف پاىتخت حركت كرد و چيزى نگذشت ، كه ارباريوس « 1 » سردار سواره‌نظام ، آركسانس « 2 » والى مصر و يكى از خواجه‌هاى مقرّب اردشير ، آرتكسارس « 3 » نام ، با وى همدست شده تاج شاهى بر سرش نهادند . پس از آن اخس خواست سغديان را دستگير كند و با اين مقصود او را نزد خود طلبيده وعده‌ها به او كرد و حتّى قسم خورد ، كه سوء قصدى بحيات او ندارد . سغديان در ترديد افتاد و ، باوجود اينكه دوستان صميمىاش او را از رفتن نزد اخس باز ميداشتند ، بالاخره از ترس فريب اخس را خورده نزد وى رفت و گرفتار شده محكوم باعدام گرديد و ، چنان كه كتزياس نوشته ، او را در خاكستر خفه كردند . مورّخ مذكور گويد : ترتيب خفه كردن در خاكستر چنين بود ، كه اطاق يا برجى را پر از خاكستر ميكردند و بعد محكوم باعدام را در آن ميانداختند و او خردخرد در خاكستر فرو ميرفت ، تا اينكه خفه ميشد . مدّت سلطنت سغديان بقول كتزياس شش ماه و نيم و بقول ديودورسى سىلى ( كتاب 12 ، فصل 71 ) هفت ماه بود . بىمناسبت نيست گفته شود ، كه در قانون نجوم بابلي اسم خشيارشاى دوّم و سغديان اصلا ذكر نشده و شايد از اين جهت است ، كه سلطنت هر دو بيش از هشت ماه طول نكشيده . قتل دو شاه و قتل‌هاى ديگر ، كه پىدرپى در اين زمان روى مىدهد و پائين‌تر نيز بيايد به خوبى مىنمايد ، كه انحطاط در خانوادهء هخامنشى شروع شده بود . و از اين ببعد انحطاط اين خانواده بالا خواهد گرفت ، تا اينكه دولت هخامنشى بدست اسكندر منقرض خواهد شد .
هامش
( 1 ) -Arbarius( بعضى اربازيوس نوشته‌اند ) . ( 2 ) -Arxanes( ارسامن نيز نوشته‌اند ) . ( 3 ) -Artoxares .