ترقّى و رواجى شايان داشته ، ولى بعضى با اين عقيده موافق نيستند ، مثلا پرّووشىپيه ، كه راجع بآثار عهد قديم تصنيفاتى دارند ، به اين عقيدهاند ، كه اكثر اين چيزها را ملل تابعه ، مانند بابلىها ، مصريها ، فينيقىها ، ليديها و غيره براى درباريان و نجباى ( 101 ) - سيكل پارسى از نقره
ايران ميساختند و قسمتى هم در ماد تهيّه ميشد . از صنايع يدى ، چيزى را كه مسلّما از ايران و صنعت ملّى ايرانيان ميدانند ، قالىبافى است و چنين استدلال ميكنند ، كه قالى براى زندگانى مردمان صحراگرد و دهنشين و شهرى از لوازم اوليّه بود و از ادوار بسيار قديم در ايران اين صنعت را ميدانستهاند ، ولى بعد باز علاوه ميكنند ، كه قالى ايران پستتر از قالى بابل بود و ترقّى قالى ايران در قرون بعد حاصل شد .
كلية دو مؤلّف مذكور ميخواهند بگويند ، كه ترقّى صنايع در ايران مربوط بقرون بعد است ( پرّووشىپيه ، تاريخ صنايع در عهد قديم - جلد 5 ، صفحهء 864 - 1882 « 1 » ) . ولى بايد در نظر داشت ، كه تأليف مزبور در بعض قسمتهايش كهنه شده ، زيرا اكتشافات چهل سال اخير روشنائى بتاريخ صنايع قديمه افكنده و راجع بايران قديم هم در عقايد تغييراتى به عمل آورده و بايد تأليف جديدى راجع بصنايع ايران قديم نوشته شود . مخصوصا نمايشگاه صنايع ايران در لندن در 1931 بقدرى جلب توجّه كرد ، كه هيچ انتظار آن نميرفت و راجع بصنايع عهد قديم ايران هم تغييرات مهمّى در افكار پديد آورد .
آيا در دولت هخامنشى گمرك ميگرفتهاند ؟
اگر بخواهيم به اين مسئله با مدرك جواب دهيم ، بايد گفت نه . بهترين دليل اين نظر آنكه مورّخين يونانى ، مانند هرودوت و كزنفون ، كه با اوضاع
هامش
( 1 ) -Perrot et Chipiez . Hitsoire . de l'Antiquite . V . V . p . 864 - 882 .