تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 947

مساهمون:

ص٩٤٧
تسبيح بخوانند و بر يكديگر ميسرائيدند و خداوند را تسبيح و حمد ميگفتند ، كه او نيكو است ، زيرا رحمت او بر اسرائيل تا ابد الآباد است و تمامى قوم بآواز بلند صدا زده خداوند را بسبب بنياد نهادن خانه خداوند تسبيح ميخواندند ، و بسيارى از كاهنان و لاويان و رؤساء آبا ، كه پير بودند و خانه اوّلين را ديده بودند ، در حينيكه بنياد اين خانه در نظر ايشان نهاده شد ، بآواز بلند گريستند و بسيار با آواز شادمانى صداهاى خود را بلند كردند ، چنان كه مردم نتوانستند صداى شادمانى و آواز گريستن قوم را تشخيص دهند ، زيرا خلق صداى بسيار بلند ميدادند ، چنان كه آواز ايشان از دور شنيده ميشد » .

باب چهارم

در اين باب گفته شده : « و چون دشمنان يهودا و بنيامين شنيدند ، كه اسيران هيكل يهوه خداى اسرائيل را بنا ميكنند ، آنگاه نزد زرّ بابل و رؤساى آبا آمده گفتند ، كه همراه شما بنا خواهيم كرد ، زيرا ما مثل شما از زمان اسرحدّون پادشاه آشور ، كه ما را بدينجا آورد ، خداى شما را ميطلبيم و براى او قربانى ميگذرانيم . اما زرّ بابل و يشوع و ساير رؤساى آباى اسرائيل بايشان گفتند ، شما را با ما در بنا كردن خانه خداى ما كارى نيست ، بلكه ما تنها آن را براى يهوه خداى اسرائيل ، چنان كه كوروش پادشاه ، سلطان فارس ، امر فرموده است ، بنا خواهيم كرد . آنگاه اهل زمين دستهاى قوم يهودا را سست كردند و ايشان را در بنا كردن بتنگ ميآوردند و بضدّ ايشان مدبّران اجير ساختند ، كه در تمام ايام كوروش پادشاه فارس تا سلطنت داريوش پادشاه فارس قصد ايشان را باطل ساختند و ، چون اخشورش پادشاه شد ، در ابتداى سلطنتش بر ساكنان يهودا و اورشليم شكايت نوشتند و در ايام ارتخشثتابشلام و ميتردات و طبئيل و ساير رفقاى ايشان به ارتخشثتا پادشاه فارس نوشتند و مكتوب بخطّ آرامى نوشته شد و معنيش در زبان آرامى . رحوم فرمانفرمائى و شمشائى كاتب رساله بضدّ اورشليم به ارتخشثتا پادشاه بدين مضمون نوشتند . . . . اين است سواد مكتوبى ، كه ايشان نزد ارتخشثتا پادشاه فرستادند : بندگانت ، كه ساكنان ماوراءنهر ميباشم و اما بعد ، پادشاه را معلوم باد ، كه يهوديانى كه از جانب تو نزد ما آمده‌اند ، باورشليم رسيده‌اند و آنشهر بد و فتنه‌انگيز را ميسازند