تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1483

مساهمون:

ص١٤٨٣
هستند شخصا سان ميبيند و افرادى كه دورند ، از سان اشخاص مطمئن ، يعنى فرستادگان شاه ميگذرند . از ولات و سركرده‌ها آنهائيكه عدّه سپاهيانشان كامل و اسلحه و اسبهايشان خوب است ، ارتقاء رتبه مييابند يا به آنان هدايائى گرانبها داده مىشود و كسانى ، كه نسبت بساخلوها بمسامحه و بىقيدى قائل شده يا از جهت جلب منافع بىوجدانى كرده‌اند ، عقوبتى سخت يافته از رياست منفصل ميشوند و كسى ديگر بجاى آنها معيّن ميگردد . . . . » . در اينكه از قسمت‌هاى لشكرى هركدام بيرقى داشته‌اند ترديدى نيست ، زيرا هرودوت در مواردى ، چنان كه گذشت ، ذكرى از آن كرده ، ولى چگونگى بيرق مجهول است و مورّخين يونانى توصيفى از آن نكرده‌اند . امّا در موزهء لوور پاريس جامى هست ، كه بر آن جنگ يكنفر يونانى با بيرق‌دار ايرانى تصوير شده . بيرق‌دار افتاده ، ولى كيفيّات بيرق به خوبى ديده مىشود و چنين است : بيرق عبارت است از چوب و پارچه‌اى . پارچه داراى شكل مربّعى است ، كه بواسطهء دو وتر ، كه از يك زاويه بزاويه مقابل ترسيم شده ، به چهار مثلث متساوى تقسيم گشته . مثلثات دوبدو در نقطه رأسشان باهم تماس ميكنند و دوبدو رنگى مخصوص دارند ، يعنى از چهار مثلّث دو مثلّث سفيد است و دو ديگر سياه . اين جام كتيبه‌اى دارد به اين مضمون : « دورس « 1 » آن را كشيده » « 2 » . بيرق سلطنتى ، چنان كه در باب اوّل از قول كزنفون راجع بتربيت كوروش بزرگ و كيفيّات جنگ كونّاكسا و موافق روايت كنت‌كورث در باب حركت داريوش سوّم از بابل به قصد اسكندر ذكر شد ، عبارت بود از : عقابى از زر ، كه بالهاى خود را گشوده . اين علامت را روى چوب بلندى استوار ميداشتند يا بر گردونهء شاهى نصب ميكردند . چيز تازه‌اى ، كه در لشكر ايران اين زمان ديده مىشود ، ارّابه‌هاى داس‌دار است ، بطوريكه توصيف شد . از نوشته‌هاى كزنفون ، چنان كه گذشت ، استنباط مىشود ، كه اين ارّابه‌ها از زمان كوروش معمول بوده ، يعنى در آسياى غربى از سابق وجود
هامش
( 1 ) -Doures .( 2 ) - سرپرستى سايكس ، يك تاريخ ايران ، ج 1 ص 208 .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1483 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )