تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1486

مساهمون:

ص١٤٨٦
اين ظرفيّت كم نبايد باعث حيرت گردد ، زيرا قوّهء محرّكه در آن زمان منحصر به بازوان پاروزنها و وزش بادها بود و ديگر اينكه ، چون قطب‌نما وجود نداشت « 1 » ، كشتىها را در نزديكى سواحل حركت مىدادند ، در مواردى كشتىها را بساحل كشيده در انتظار هواى مساعدترى براى بحرپيمائى مىشدند و معلوم است ، كه با كشتىهاى بزرگ هيچكدام از اين دو كار ميسّر نمىگشت . از تنظيمات داخلى سفاين و ترتيبات ديگر بحريّه ايران ، چون اطّلاعاتى نرسيده ، ميگذريم . نظر به شكل جغرافيائى ايران و دورى آن از درياها در بادى نظر بتصوّر نمىآيد ، كه ايرانىهاى قديم دريانوردان خوب بوده باشند ، زيرا بحر خزر درياى بسته و دور از مراكز تجارت بود و در كنار خليج‌پارس هم فقط قسمتى از اهالى ايران مىزيستند . باوجود اين از بعض قرائن صريحا برمىآيد ، كه ايرانىها با دريانوردى آشنا بوده و از دريا بيمى نداشته‌اند ، مثلا نوشته‌هاى هرودوت مىرساند ، كه در جنگ سالامين پارسىها بهتر از فينيقىها و مصرىها جنگيده‌اند و قبل از آن مىبينيم ، كه داريوش دو هيئت اكتشافى بدرياها ميفرستد ، يكى را از هند بدرياى عمان ، بحر احمر و از راه نيل بدرياى مغرب ، ديگرى را از سواحل بحر الجزائر به يونان و ايطاليا و باز مشاهده مىشود ، كه خشيارشا سد اسب نامى را مأمور مىكند ، كه دور افريقا مسافرت كرده اطّلاعاتى تحصيل كند و او از جبل طارق ميگذرد . بودن جنگىهاى پارسى در كشتىهاى فينيقى قبل از دورهء اوّل پارسى ، كه حزقيال ذكرى از آن كرده ، نيز مؤيّد اين نظر است . از اين اطّلاعات و قراين و نيز از اين جهت ، كه در زمان خلفا اصطلاحات زياد از زبان پارسى در قاموس دريانوردى عرب داخل شده ، بعضى تصوّر ميكنند ، كه درياچهء سيستان ايرانىهاى قديم را با دريانوردى آشنا ساخته بود ، زيرا اين درياچه در ازمنهء قديم بمراتب بزرگتر از درياچهء كنونى بوده و شايد با درياچهء ساوه اتّصال مىيافته و ايرانىها براى رفتن از مشرق به مغرب يا به عكس ناچار بودند ، از اين درياچه بگذرند .
هامش
( 1 ) - قطب‌نما را در قرون وسطى اعراب از چينىها اقتباس كردند و اروپائيها در جنگهاى صليب از اعراب .