مبحث دوم - تشكيلات
اگر فرض كنيم ، فهرستى كه هرودوت از قسمتهاى قشون ايران در جنگ ايران و يونان داده ( صفحات 730 - 743 ) شامل تمام ملل تابعه ايران آن زمان بوده ، چهل و نه نوع مردم از نژادهاى گوناگون در ايران و ممالك تابعهء آن ميزيستهاند .
اين ملل و مردمان مختلف آزاد بودند ، كه موافق معتقدات دينى و عاداتشان رفتار كنند و مذهب شاهان و معتقدات اهالى ايران به آنها تحميل نميشد . عادات و اخلاق و زبان ملل تابعه هم محفوظ بود و علاوه بر آن بعض ممالك ، كه پائينتر ذكر خواهد شد ، مختار بودند مؤسسات ملّى ، سلسلهء پادشاهان و امراء محلّى و روحانيّين خود را حفظ كنند . چيزى كه ايران از ممالك تابعه ميخواست اين بود ، كه تمام اهالى خودشان را بندگان شاه ، يا چنان كه داريوش در كتيبههاى خود گويد ، خودشان را از شاه دانسته احكام مركز را مجرى و قانون او را محفوظ دارند . مقصود از قانون قانون مدنى يا قضائى و امثال آن نيست ، زيرا چنان كه بيايد اين نوع قوانين موافق عادات و سنن و گذشتههاى ملل بود و حكومت مركزى يا ولات در اينگونه امور دخالت نميكردند . مقصود داريوش تنظيمات و تنسيقات دولتى است مانند پرداختن مالياتها ، نگاهداشتن ساخلوها در جاهاى لازم ، حفظ امنيّت عمومى و چاپارخانهها ، تسهيل حركت چارپاها ، زدن سكّه در حدوديكه مركز معيّن كرده بود ، احتراز از زدن سكّهء طلا ، فرستادن قشون در موقع جنگ به جاهاى لازم ، حفظ راهها از خرابى و كلية آنچه كه راجع بانتظامات مملكتى و آسايش عمومى بود .
ضمنا بايد گفت ، كه شاهان هخامنشى نظر خاصّى بآبادى و عمران ممالك تابعه داشتند ، تا در وصول مالياتها وقفه يا اختلالى روى ندهد ( شرح مطلب پائينتر بيايد ) .
براى اجراى اين مقاصد داريوش اوّل تشكيلاتى بايران و ممالك تابعهء آن داد ، كه ذكر مىشود و ، چون در رأس تشكيلات شاه قرار گرفته بود ، از او و دربارش شروع ميكنيم .
شاه و دربار
راجع به اين موضوع آنچه از نوشتههاى مورّخين قديم ، كه در باب اوّل اين كتاب ذكر شد ، و آثار دورهء هخامنشى استنباط