تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1462

مساهمون:

ص١٤٦٢
( استعمال لفظ ماد بجاى پارس معمول بود ، چنان كه در مواردى زياد هرودوت و ديگران چنين كرده‌اند و در باب اوّل اين كتاب گذشت ) . امّا راجع به عادات و قوانين ملل تابعه موارد آن پائين‌تر ذكر شده و بيايد . در اين‌جا براى مثل فقط به اين نكته اشاره ميكنيم ، كه باوجود اينكه در ايران تاج‌وتخت موروثى بود و پس از فوت شاه كسى از اولاد ذكور او ، يا در صورت فقدان چنين شخصى ، يكى از نزديكترين اقربايش بتخت مىنشست ، در كاريّه ، كه تابع ايران بود ، تاج‌وتخت پس از فوت پادشاه بزنش ميرسيد ، نه بپسر يا ساير اقرباى ذكور او و هرگاه اين ترتيب نقض ميشد ، ملكه دادخواهى مىكرد و ولات موافق عادت ملكه را بر تخت مىنشاندند . ثانيا شاه ميبايست حكم خود را تغيير ندهد . ثالثا شاه ميدانست ، كه اگر از اختيارات خود سوء استعمال يا استفاده كند ، اين رفتار براى حيات او خطرناك است . اين سه چيز حكومت مطلقهء شاه را تا حدّى معتدل ميكرد . كلية براى محقّق اين نظر حاصل مىشود ، كه ترقى و تعالى يا تنزل و تدنّى ايران بسته به شخص شاه بود : ايران با شاهانى مانند كوروش بزرگ و داريوش رو باوج ميرفت و با شاهانى مانند داريوش دوّم و اردشير دوّم در انحطاط ميافتاد . اگرچه اين نكته را نيز بايد در نظر داشت ، كه طبقهء اشراف ، چنان كه از نوشته‌هاى مورّخين يونانى ديده مىشود ، در زمان كوروش و داريوش اوّل غيراز همان طبقه در زمان شاهان بعد بود و اين نكته مسلّم است ، كه چون اين طبقه بآقائى و ثروت رسيد ، در فراوانى و تجمّلات و تعيّشات بىحدّوحصر غوطه‌ور و بعض صفات ممتازه خود را فاقد شد . در موارد مشكل و غامضى شاه با رجال مهم شور ميكرد و گاهى هم از ايالات رجالى احضار ميشدند ( مقدّمه لشكركشى خشيارشا به يونان ) . علاوه بر آن هفت نفر ، كه هركدام رئيس يكى از هفت خانواده درجه اوّل پارسى بود ، مشاورين شاه محسوب ميشدند . اينها را هرودوت قضات شاهى ناميده و عزرا مشيران شاه . ترتيبات دربارى را هخامنشىها از دربار ماد اقتباس
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1462 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )