از نتيجهء سفارت كالّياس ناراضى بودهاند و تأديه يك جزاى نقدى بعهدهء سفير آتن تعلّق يافته « 1 » و ديگر اينكه از اين ببعد تا آمدن اسكندر بايران روابط ايران و يونان در مرحلهء جديدى داخل شده . توضيح آنكه در يونان هميشه هواخواهان ايران ، چنان كه گذشت ، زياد بودند ، ولي از اين ببعد بواسطه نفاق داخلى يونان بر عدّهء آنها افزود و خردخرد نفوذ ولات ليديّه در امور يونانى ترقّى كرده بدرجهاى رسيد ، كه قبل از جنگهاى خشيارشا با يونان هم ايرانىها انتظار آن را نداشتند . شرح اين وقايع در جاى خود بيايد . عجالة بايد گفت ، كه عهد كالّياس ، چه بامضاى اردشير رسيده و چه نرسيده باشد ، براى ايران موهن بوده و ضعف اردشير را مينموده ، ولى اين را هم بايد گفت ، كه چنين عهدى ممكن نبود پايدار باشد ، زيرا عملى نبود دولتى را ، كه تمام آسياى صغير را در تحت اقتدار خود داشت ، از تسلّط بر يك نوار ساحلى در قسمتى از آن بازدارند ، چنان كه چيزى نگذشت ، كه ايرانىها يونانىهاى آسياى صغير را باز باطاعت خود درآوردند . ديودور خبرى را ذكر كرده ، كه مىرساند ، پارسىها همانوقت هم خيال نداشتهاند از مستملكات يونانى در آسياى صغير صرفنظر كنند . مورّخ مذكور راجع بسال سوّم هشتادوچهارمين المپياد ( 442 ق . م ) گويد : تقريبا تمام ملل در صلح و مسالمت مىزيستند . پارسىها دو عهد صلح با يونانىها بسته بودند : يكى با آتنىها و متحدين آنها راجع باستقلال يونانىهاى آسيا و ديگرى با لاسدمونىها در باب اينكه يونانىهاى آسيا در تحت حكومت پارسىها خواهند ماند ( كتاب 12 ، بند 26 ) .
از جريان وقايع نيز پيدا است ، كه ولات ايرانى در آسياى صغير ، پس از اين عهد هم ، از يونانىهاى جزائر بحر الجزائر آنهائى را ، كه بر ضدّ حكومت ملّى بوده با آتن ستيزه مىكردند و بهمراهى ولات ايرانى متوسّل مىشدند ، تقويت ميكردند ، چنان كه بقول ديودور ( كتاب 12 ، بند 27 - 28 ) وقتى كه اهالى جزيرهء سامس با آتن مخالفت مىورزيدند ، پىسوتنس « 2 » والى ليديّه پول به آنها ميداد ( 441 ق . م ) .
هامش
( 1 ) -Robert - William Rogers , A Hitory Of Ancient Persia , p . 189 - 199( مؤلف مزبور اين جزاى نقدى را پنجاه تالان نوشته ) .
( 2 ) -Pissuthnes .