باستقبال آن شتافته جدالى كردند ، كه در نتيجه بعض سفاين ايران غرق و برخى اسير شدند . كشتىهائى ، كه فرار كرده بودند ، پناه به جائى بردند ، كه بغابوخش اردو زده بود . آتنىها در تعقيب كشتىها به خشكى درآمده با ايرانىها جنگيدند و ، اگرچه آناكسىكرات « 1 » سردار آتنىها كشته شد ، ولى بالاخره فتح نصيب آتنىها گشت . توسيديد گويد ، كه جدال دريائى و برّى در يك زمان روى داد . پس از آن بقول ديودور آتنىها بكشتىهاى خود نشسته به آبهاى قبرس برگشتند ( 450 ق . م ) .
صلح سيمون 449 ق . م
سال بعد بگفتهء ديودور ( كتاب 12 ، بند 4 ) آتنىها شهر نامى قبرس را موسوم بسالامين محاصره كردند . چون اين شهر ساخلو كافى و اسلحه و آذوقهء وافى داشت ، حملات يونانىها را دفع كرد . در اين احوال طرفين متخاصمين خواهان صلح شدند . اگرچه ديودور گويد ، كه اردشير بواسطهء شكست بغابوخش در كيليكيّه طالب صلح بود ، ولى از جريان وقايع پيداست ، كه آتن هم مىخواست زودتر با ايران كنار بيايد ، زيرا ميديد ، كه در خارج يونان جنگ با ايران به درازا ميكشد و بواسطهء وسائل زياد ، كه در دست دولت ايران است ، بالاخره از عهدهء ايران برنخواهد آمد و نيز اوضاع داخلى يونان اقتضا مىكند ، كه آتن قشون خود را از خارجه بطلبد . بنابراين ، از فتحى كه در آبهاى قبرس و كيليكيّه نصيب آن دولت شده بود ، استفاده كرده يكى از رجال بزرگ خود كالّياس پسر هيپپونيكوس « 2 » را به دربار شوش فرستاد ، تا عهدى بين دولتين منعقد كند . سفير مزبور قرارى با ايران داد ، كه به عهد كالّياس موسوم است و صلحى ، كه بر اثر آن بين ايران و آتن برقرار شد ، معروف است به صلح سيمون . شرائط اين معاهده بقول ديودور ( كتاب 12 ، بند 4 ) چنين بوده : آتن جزيرهء قبرس را به ايران واگذارد و متعهد شد ، كه آتنىها هيچگاه با اسلحه در متصرّفات شاه اردشير داخل نشوند . از طرف ديگر اردشير قبول كرد ، كه تمام شهرهاى يونانى در آسيا موافق قوانين خودشان اداره شوند و ولات پارس با لشكرشان دور تر از سه روز راه به طرف دريا نروند ( يعنى لشكر آنها بايد بمسافت سه روز راه از درياى بحر الجزائر اردو زند ) و هيچ كشتى پارسى
هامش
( 1 ) -Anaxicrate .( 2 ) -Callias fils d'Hipponicus .