بين فازليس « 1 » و جزائر سىيانه « 2 » بحرپيمائى نخواهد كرد ( 449 ق . م ) . فازليس شهرى بود در پامفيليّه و جزائر سىيانه ( يا كيانه ) را جزائر آبى نيز گويند . اين جزائر در نزديكى بوسفور تراكيّه ( بوغاز اسلامبول كنونى ) واقعاند . شرائط معاهده بقول مورّخ مذكور چنين بوده ، ولى بعض مورّخين و نويسندگان جديد اين عهد را طور ديگر نوشتهاند . بعقيدهء آنها اردشير استقلال آن شهرهاى يونانى را ، كه در آسياى صغير واقع و جزو اتّحاد دلس بودند ، شناخته متعهد شد ، كه كشتيهاى جنگى ايران بآبهاى يونان نرود . اين نظر با نوشتهء ديودور اختلاف دارد .
كلية بايد گفت ، كه محقّقا معلوم نيست مفاد عهد چه بوده . در اين باب و نيز راجع به آنكه ، آيا واقعا چنين عهدنامهاى بامضاى اردشير رسيده ، بين مورّخين عهد قديم و بعض نويسندگان جديد اختلافنظر ديده مىشود . توضيح آنكه توسيديد ، كه معاصر اردشير درازدست بود و از حيث درستنويسى در ميان مورّخين يونانى درجهء اوّل را حائز است ، ذكرى از آن نكرده ، و حال آنكه معاصر اين واقعه بوده . هرودوت ( در كتاب هفتم ، بند 151 ) اشاره به رفتن سفارت كالّياس به دربار ايران كرده ، ولى راجع بعهدنامه يا امضاى آن ساكت است . تاپمپ « 3 » يونانى اصالت چنين عهدنامهاى را تكذيب كرده گويد از قرارداد مذكور فقط سوادى موجود است . از مورّخين قرون بعد فقط ديودور ، كه تقريبا چهار قرن بعد ميزيسته شرح مذكور را نوشته ( كتاب 12 ، بند 4 ) ولى كنت كورث ( كتاب سوّم ) صريحا رسمى شدن اين عهدنامه را تكذيب كرده . بنابراين روشن است ، كه اكثر مورّخين قديم ساكتاند يا رسميّت يافتن چنين عهدى را تكذيب ميكنند .
باكثريت اگر اهميتى ندهيم ، اين نكته ، كه از دو مورّخ معروف معاصر ، يكى بكلّى ساكت است و ديگرى فقط رفتن سفارت را بشوش ذكر كرده ، بىآنكه نتيجه را ذكر كرده باشد ، مخصوصا جالب دقت است و نمىتوان آن را بىاهميت دانست . بعض محقّقين جديد هم به اين عقيدهاند ، كه چنين قراردادى بامضاى اردشير نرسيده . نلدكه
هامش
( 1 ) -Phaselis .( 2 ) -Cyanees .( 3 ) -Teepompe .( مورّخ قرن چهارم ق . م )