ميكردند . بابلىها در مجالس بزم شراب زياد ميآشامند و در حال مستى مرتكب اعمال قبيحه ميشوند . در ابتداء زنان آنها باحجباند ، ولى ديرى نمىگذرد ، كه شروع به كندن لباس روئى كرده سينههاى خود را نشان ميدهند و پس از آن بمرور هرگونه حجب و حيا را بيكسو نهاده و برهنه گشته مرتكب كارهاى نكوهيده و زشت ميشوند . تصوّر نرود ، كه زنان بدعمل داراى چنين اخلاقى مىباشند .
زنان و دختران خانوادههاى ممتاز نيز اين نوع اعمال قبيحه را از شرايط ادب ميدانند . مقدونيها سىوچهار روز در چنين شهرى ماندند و بر اثر اين توقّف ، قشونى كه فاتح آسيا بود ، سست گرديد ، چنان كه اگر مخاطرهاى روى ميداد ، در مقابل آن ضعيف ميبود ، ولى در اين احوال پسر آندرومن « 1 » از اروپا وارد شده قشونى تازهنفس بعدّهء ششهزار نفر پيادهنظام و پانصد سوار مقدونى ( ديودور گويد ترالّيانى ) و ششصد نفر سوار تراكى با خود آورد . با اين سردار پنجاه نفر نوجوان مقدونى ، كه از خانوادههاى درجه اوّل بودند ، نيز آمده بودند و قرار شد ، كه اينها در دربار اسكندر خدمت كنند ، تا بعدها داراى مشاغل عمده گردند » . پس از آن اسكندر در تهيهء حركت از بابل گرديد و با اين مقصود آگاتن « 2 » را كوتوال ارگ بابل كرد و ساخلوى مركب از هفتصد نفر مقدونى و سيصد نفر سپاهى اجير بوى داد . مهنهتس « 3 » و آپپولودور « 4 » را رئيس قواى بابل و كيليكيّه كرده هزار تالان به آنها داد ، تا هرقدر بتوانند سپاهيان خارجى اجير كنند و نيز در اينموقع مازه را بايالت بابل و آسكلپيودور « 5 » را برياست ماليّه برقرار كرد و بغفن را ، كه ارگ بابل را تسليم كرده بود ، در موقع حركت همراه خود برد . هم در اينموقع ايالت ارمنستان به ميثرن ، كه سارد را بىجنگ به اسكندر تسليم كرده بود ، رسيد .
از خزانهء بابل به حكم اسكندر بهر سوار مقدونى 600 ، بهريك از سواران مردمان متّحد 500 و بهركدام از سپاهيان پيادهنظام 200 درهم دادند . بسپاهيانى غير يونانى و مقدونى حقوق دو ماهه آنها پرداخته شد ( چون موافق ارقامى ، كه مورّخين
هامش
( 1 ) -Andromenes .( 2 ) -Agathon .( 3 ) -Menetes .( 4 ) -Appolodore .( 5 ) -Asclepiodore .