تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1400

مساهمون:

ص١٤٠٠

احوال يونان

در اين‌جا مقتضى است موقتا ذكر وقايع ايران را موقوف و معلّق داشته نظرى بيونان بيفكنيم . چنان كه بالاتر گفته شد ، يونانيان از تسلّط اسكندر بر يونان باطنا متنفّر بودند ، ولى چون نميتوانستند از عهدهء او برآيند ، توجه خود را بوقايع ايران معطوف داشته همواره انتظار ميكشيدند ، كه شكستى به اسكندر در ايران وارد آيد و يونانيها هم علم مخالفت برافراشته آزادى سابقشان را از نو بدست آرند ، وقتى كه در ايسّوس داريوش پشت اسكندر را گرفت و اين خبر در يونان منتشر گشت ، باعث اميدوارى يونانيها گرديد ، چه يقين حاصل كرده بودند ، كه قواى اسكندر در اين‌جا مضمحل خواهد گشت . بنابراين از فرط شعف نتوانستند حسّيّات خود را ، كه بر له ايران و بر عليه اسكندر بود ، پنهان دارند . خود اسكندر هم به اين معنى كاملا پى برده بود و ميدانست ، كه يونان تا زمانى ساكت خواهد بود ، كه شكستى براى او در ايران رو ندهد و مكرّر اين نكته را بسرداران خود گوشزد ميكرد . پس از جنگ ايسّوس ، باوجود شكست قشون داريوش ، اميد يونانىها بيأس مبدّل نگشت ، زيرا به اين عقيده بودند ، كه باوجود اين شكست ، ممالكى كه براى ايران مانده بقدرى وسيع و پرجمعيّت است و خزانهء ايران بقدرى معمور ، كه داريوش ميتواند شكست‌هاى خود را جبران كند . اگرچه اين حسّيّات يونانيها نسبت بايران در اين‌موقع از منافع مشترك ناشى شده بود ، ولى اين نكته را نيز بايد در نظر داشت ، كه يونانيها بهمجوارى خود با ايران و روابط خوب يا بدى ، كه با آن در مدّت دو قرن تمام داشتند ، عادت كرده بودند : دربار ايران از زمان مراجعت خشيارشا از اروپا ، از تسخير يونان منصرف شده بود و دول يونانى هم خو كرده بودند باينكه در امور داخلى خودشان پاى ايران را بميان كشيده از خزانهء سرشار آن متمتّع گردند . با تسلّط اسكندر بر يونان نه استقلال آن محفوظ ميماند و نه فوايدى ، كه يونانيها از ايران حاصل ميكردند ، تأمين ميشد . اين بود ، كه يونانىها ميخواستند به همان وضع سابق برگردند و در انتظار وقايعى بودند ، كه آنها را بمقصودشان برساند . از دول يونانى ، چنان كه معلوم است ، دولت تب بيش از همه طرفدار ايران بود و به همين جهت اسكندر اين دولت را از بيخ‌وبن برافكند .