ثابت كرد ، كه تجمّلات و زنان غيرعقدى و خواجهسرايان جز بار گران چيزى نيستند و چون اين چيزها داخل اردوى اسكندر گردد ، باعث شكست او خواهد شد ، چنان كه فقدان همين چيزها باعث غلبهء او گرديده ( داريوش درست فهميده بود ، ولى بايد گفت ، كه دير بوده ) اين سخنان داريوش در وهلهء اولى باعث افسردگى شنوندگان او گرديد ، زيرا بر آنها محقّق شد ، كه بابل ، شوش و شهرهاى نامى ديگر ايران با تمام خزائن و نفايس بدست دشمن خواهند افتاد ، ولى داريوش ، چون حال آنها را چنين ديد ، زبان ملامت و توبيخ بگشاد و شاهانه چنين گفت :
« در مواقع ادبار كارهاى مفيد اهميّت دارد نه سخنان زيبا . جنگ را بايد با آهن و مردان كارى كرد ، نه با طلا و خانهها و شهرها . بالاخره تفوّق با كسى است ، كه سرباز دارد . نياكان من هم در به دو تأسيس دولت پارس ، وقتى كه با ادبار مواجه ميشدند ، با همين وسائل اقبالشان را بلند ميكردند » . پس از اين سخنان يأس حضار باميدوارى مبدّل گرديد و داريوش از اربيل حركت كرده داخل ماد شد و اين شهر ( يعنى اربيل ) پس از اندك زمانى بتصرّف اسكندر درآمد . چون اينجا را انبار ثروت و ذخاير قشونى قرار داده بودند ، غنائم زياد بدست مقدونيها افتاد .
از جمله چهارهزار تالان « 1 » پول نقد و لباسهاى فاخر و چيزهاى ديگر قيمتى بود .
آريّان گويد ( كتاب 3 ، فصل 4 ، بند 6 ) : كه داريوش از اربيل از طريق كوههاى ارمنستان بماد رهسپار شد ، زيرا تصوّر ميكرد ، كه اسكندر ببابل و شوش خواهد رفت . علاوه بر اعضاى خانوادهاش و سردارانى ، كه از جنگ بسلامت جان بدر برده بودند ، دوهزار يونانى اجير بسركردگى پارون « 2 » و گلوكوس « 3 » او را پيروى ميكردند .
قسمت چهارم - از اربيل تا تختجمشيد
حركت اسكندر به طرف بابل
مقدونىها نتوانستند در اربيل اقامت كنند ، زيرا به زودى از اجساد كشتگان ، كه در اطراف اين محلّ پراكنده بود ، تعفّن غريبى برخاست و باعث امراض گرديد . اين بود ، كه اسكندر
هامش
( 1 ) - تقريبا 22 ميليون و نيم فرنك طلا يا 112 ميليون ريال .
( 2 ) -Paron Phoceen .( 3 ) -Glaucus d'Etolie .