هخامنش كشته شد ، لشكر ايران هزيمت يافته به طرف منفيس « 1 » رفت و بقصر سفيد پناه برد . اين قصر مقرّ ولات ايران در مصر بود و آن را سخت محكم كرده بودند .
از اينجا معلوم مىشود ، كه تمام مصر بر ايرانيها نشوريده بود و شورش بمصبّ نيل و اطراف آن محدود بوده . بعد ديودور گويد ( كتاب 11 ، بند 74 ) : اردشير ، چون از عدم بهرهمندى ايرانيان آگاه شد ، سفيرى به لاسدمون با هدايائى فرستاد ، تا اهالى لاسدمون را بر آتن برانگيزد و آنها مجبور شوند از مصر دست كشيده براى حفظ خانهء خود به آتن برگردند . اين سفير موفّق نشد ، زيرا لاسدمونىها هنوز لشكركشى خشيارشا را بيونان فراموش نكرده بودند و از اين جهت تكليف اردشير را نپذيرفتند . توسيديد اسم اين سفير را مگاباز « 2 » نوشته ( كتاب 1 ، بند 11 ) .
او گويد ، كه سفير پول زيادى خرج كرد ، ولى بىبهرهمندى برگشت . پس از آن اردشير ارتهباذ والى كيليكيّه و مگابيز ( بغابوخش ) والى سوريّه را مأمور كرد ، كه هرچه زودتر قشونى جمع كرده بكمك ايرانىهاى محصور بشتابند . اين دو سردار لشكرى از سيصد هزار نفر سپاهى ترتيب دادند ، ولى چون بحريّه نداشتند ، مجبور شدند يك سال تأمل كنند ، تا سيصد فروند كشتى در كيليكيّه و قبرس و فينيقيه براى آنها بسازند و ضمنا در اين مدّت سپاهيان خود را بمشق و ورزش داشته آنها را براى تحمّل سختيهاى جنگ آماده كردند در اين احوال ايناروس جدّ داشت ، كه قصر سفيد را بگيرد ، ولى ايرانيان با رشادت حملات دشمن را دفع كرده مواقع خود را نگاه داشتند ( كتاب 11 ، بند 75 ) . سال ديگر ، همين كه بحريّه حاضر شد ، ارتهباذ عازم مصبّ نيل گرديد و مگابيز به طرف منفيس پاىتخت مصر حركت كرد .
پس از ورود اين قوّه بمصر ، قشون مصرى و يونانى از منفيس باستقبال قشون ايران شتافت و ، پس از آن جنگ سختى شد ، كه ايرانيان غالب آمده سپاهيان ايناروس را ريزريز كردند و او با يونانيها فرار كرده به شهر بيبلس « 3 » كه در جزيرهء پرسپىتس « 4 » واقع بود ، پناه برد . اين جزيره از دو شعبهء نيل تشكيل شده و در هر دو شعبهء رود مزبور كشتىرانى مىشود . يونانيها براى اينكه كشتىهايشان
هامش
( 1 ) -Menphis .( 2 ) -Megabaz .( 3 ) -Byblos .( 4 ) -Prosopitis .