تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1289

مساهمون:

ص١٢٨٩
( 77 ) - تخت‌جمشيد ، گاو نر هندى ( فلاندن و كست ، ايران قديم ) اوضاع اجازه نميدهد ، كه اطباى محتاط مرا معالجه كنند يا دواهاى ملايم به كار برم ، زيرا براى من مرگ سريع به از بهبودى دير است . پس اگر بايد از صنعت اطباء انتظار چاره و درمانى داشت ، آنها نيز بايد بدانند ، كه من بنجات دادن نامى ، كه روى اين جنگ گذارده‌ام ، بيش از حفظ جان خود علاقه‌مندم » . پس از اين نطق بر نگرانى و اضطراب دوستان اسكندر افزود ، زيرا ، با شتابى كه او ببهبودى داشت ، اطباء ميبايست دواهاى تازه و غيرمجرّب استعمال كنند و اين كار از دو حيث مشكل بود . اوّلا معلوم نبود ، كه دواها چه اثرى خواهد داشت و ثانيا طبيبى حاضر نبود چنين دواهائى در اين مورد استعمال كرده مورد سوءظن واقع شود . در ميان اطباء طبيبى بود ماهر از اهل آكارنان « 1 » ، كه فيليپ
هامش
( 1 ) -Acarnan .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1289 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )