همانجا اردو زده بود ( اين روايت كنتكورث است ، ولى روايت آريّان مىرساند ، كه مقصود از كوروش كوروش كوچك است و كزنفون در اينجا به او رسيده .
معلوم است ، كه كنتكورث اشتباه كرده ، زيرا كوروش بزرگ از اين راه به ليديّه نرفته بود ) . اين محلّ بمسافت پنجاه استاد ( تقريبا يك فرسنگ و نيم ) از معبرى است ، كه پس از آن داخل كيليكيّه ميشدند . اين معبر را در آن زمان پيل « 1 » يا دروازه ميگفتند ، زيرا تنگى بود شبيه سنگرهائى ، كه بدست انسان ساخته شده باشد و دروازهاى داشت . براى فهم مطلب لازم است توضيح دهيم ، كه كيليكيّه بين كوههائى واقع شده ، كه زنجيرهء آن از ساحل درياى مغرب شروع و تقريبا به شكل قوس دور زده باز بساحل درياى مزبور منتهى مىشود و در جائى ، كه اين زنجيره از ساحل دور شده بدرون قاره ميرود ، فقط سه معبر تشكيل ميدهد ، كه تماما تنگ و صعبالعبوراند و يكى از معابر سهگانه اين دربند است ، كه بدرون كيليكيّهء عهد قديم هدايت مىكند .
در اينموقع ، كه اسكندر ميبايست از چنين تنگى بگذرد ، ارسان « 2 » از طرف دربار ايران حاكم اين ولايت بود . حاكم مزبور ميتوانست بموقع بلنديهائى را ، كه بر تنگ مزبور مشرف است ، اشغال كند و با بهرهمندى از عبور قشون اسكندر مانع شود ، چه سپاهيان اسكندر ميبايست از پاى كوه و از معبر چنان تنگى ، كه ذكر شد ، بگذرند و اين امرى بود محال ، مگر اينكه مقدونيها بلنديها را از دست سپاهيان ارسان گرفته باشند و گرفتن اين بلنديها نيز كارى بود بس مشكل و مستلزم دادن تلفات زياد و صرف وقت ممتدى ، زيرا اين كوهها مانند ديوارهائى ، كه به آسمان رفته باشد ، تنگ مزبور را احاطه كرده و خود معبر هم بقدرى تنگ است ، كه چهار نفر نميتوانند پهلوى هم از آن عبور كنند ، بخصوص كه جوىبارهاى زياد از دامنهء كوه بيرون ميآيد و زمين معبر را پست و بلند ساخته درههائى در آن بوجود ميآورد . بنابراين با داشتن عدّهء كمى از سپاهيان رشيد ممكن بود مدّتها تمام قشون اسكندر را در اينجا معطّل كرد . ارسان بجاى اينكه اين كار كند ، بكارى پرداخت ، كه موقعش گذشته بود ، يعنى در اينموقع نقشهاى ، كه ممنن در گرانيك پيشنهاد
هامش
( 1 ) -Pylles .( 2 ) -Arsanes .