تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1292

مساهمون:

ص١٢٩٢
را در جنگ جديدى ، كه با اسكندر در پيش داشت ، به عهده گيرد . بر اثر اين تصميم بابل را معسكر قشون جديد قرار داد و به تمام ولات امر كرد سپاه زياد از پياده و سوار بدانجا بفرستند . عدّهء افراد قشون ايران را مورّخين يونانى مختلف نوشته‌اند . ديودور گويد ( كتاب 17 ، بند 31 ) : قشونى ، كه در بابل جمع شد ، چهارصد هزار پياده و لااقل يكصدهزار سوار بود . پلوتارك عدّهء نفرات را ششصدهزار نوشته ( اسكندر ، بند 24 ) . آريّان نيز همين عدّه را ( كتاب 2 ، فصل 5 ، بند 1 ) . كنت‌كورث عدّهء سپاهيان را 323 هزار قلمداد كرده و چنين شرح داده ( تاريخ اسكندر ، كتاب 3 ، بند 2 ) : پارسيها هفتادهزار پياده و سىهزار سوار بودند ، ماديها - 50 هزار پياده و ده‌هزار سوار ، بركانيها ( بايد اهالى برقه باشند ) ده‌هزار از صنف اوّل و دوهزار از دوّم . اين‌ها تماما به تبرهاى دودمه و سپرهاى سبك مسلّح بودند ، ارامنه - چهل‌هزار پياده و 7 هزار سوار ، گرگانيها ، كه شجاعتشان در آسيا معروف است ، ده‌هزار سوار ، دربيكىها ( طايفه‌اى از سكاها ) چهل‌هزار پياده مسلّح . اين‌ها نيزه‌هائى داشتند ، كه نوك آن‌ها از آهن بود و بعضى بچوب‌هائى مسلّح بودند ، كه نوك آن را در آتش سخت كرده بودند . اين قوم ده‌هزار سوار نيز فرستاده بود . از سواحل بحر خزر - هشت‌هزار پياده و دويست سوار . از ساير ملل ، كه كمتر معروف‌اند ، دوهزار پياده و چهارهزار سوار . به اين سپاه قوى يونانىهاى اجير را ، كه تماما جوان بودند و عدّه‌شان بسىهزار نفر ميرسيد ، بايد افزود . از باختريها ، سغديها ، هنديها و مردمان ديگر ، كه در سواحل بحر احمر سكنى دارند ، و حتّى شاهشان اين اتباع خودش را نميشناسد ، سپاهى نگرفته بودند ، زيرا مدّتى لازم بود ، تا اينها برسند و دربار عجله داشت ، كه زودتر جنگ را شروع كند ( عدّهء صحيح سپاهيان داريوش را نميدانيم ، ولى بايد ارقام كنت‌كورث بحقيقت نزديكتر باشد ) . مورّخ مذكور گويد ( كتاب 3 ، بند 2 ) : داريوش وقتى كه اين سپاه عظيم را سان ديده عدّهء نفرات آن را معلوم كرد ، مشعوف گرديد . بعد خارىدم سردار مجرّب