تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1249

مساهمون:

ص١٢٤٩
باعث تطويل جنگ خواهد بود و اشاره بنقشه‌اى ، كه دربار كشيده و نيز اين نكته ، كه سرداران بموقع در كنار هلّس‌پونت حاضر نشدند ، نشان ميدهد ، كه دربار و سرداران ايران اهميّت زياد بحملهء اسكندر نميداده‌اند و تداركات متناسب با اهميّت موقع نبوده . نقشه‌اى كه مم‌نن پيشنهاد كرده بود ، اگر اجرا ميشد ، راست است كه مردم زيادى را از هستى ساقط ميساخت ، ولى نيز بايد گفت ، كه ضربت مهلكى بقشون اسكندر وارد ميكرد . چون نميخواهيم از وقايع پيش افتيم ، در جاى خود به اين نكته رجوع خواهيم كرد . بهرحال عقيدهء مم‌نن ردّ شد و لشكر ايران در كنار رود گرانيك « 1 » صفوف خود را بياراست ( اين رود بدرياى مرمره ميريزد ) . از طرف ديگر مفتشين اسكندر به او خبر دادند ، كه ايرانىها در كنار رود مزبوراند و اسكندر سرداران خود را خواسته در باب گذشتن از رود مزبور شور كرد . بيشتر سرداران به اين عقيده بودند ، كه گذشتن از چنين رود عميقى ، كه آب آن جريانى تند دارد و مجراى آن ديواره‌هاى بلند ، با بودن هزاران نفر پياده و سوار دشمن در ساحل راست آن ، كارى است بس خطرناك . بعضى هم گفتند ، كه اين ماه بتقويم مقدونى دزيوس « 2 » نام دارد و براى هر كار شوم است . اسكندر گفت اسم ماه را عوض ميكنيم و آن را بنام ماه قبل آرتميزيوس « 3 » دوّم ميناميم . بعد ، چون ديد ، كه ممكن است اين تطيّر در افكار سپاهيان اثر كند ، به آريستاندر كاهن خود گفت ، قربانى كن ، تا عقيدهء خدايان را در باب فتح يا شكست بدانيم و مخفيانه به او دستور داد عملياتى كند ، كه جواب خدايان چنين باشد : « خدايان فتحى به اسكندر اعطا كرده‌اند » . كاهن مزبور چنين كرد و ، چون اين خبر در اردوى اسكندر منتشر شد ، شادى و شعف مقدونىها را حدّى نبود و اين جواب مصنوعى خدايان مقدونى چنان دل سپاهيان را قوى كرد ، كه فرياد ميزدند : « شور لازم نيست ، چون ما فاتحيم ، زودتر حمله بريم » . در اين موقع اسكندر
هامش
( 1 ) -Granique .( 2 ) -Desius( اين ماه مقدونى با ژون رومى مطابق بود ) . ( 3 ) -Artemisius .