تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1248

مساهمون:

ص١٢٤٨
عقب نشست ، شهرها و دهات را آتش زد و آنچه آذوقه در سر راه اسكندر است معدوم كرد ، تا او نتواند بدرون قارّه داخل شود و از طرف ديگر جنگ را بايد باروپا برده قشون برّى و بحرى ايران را در مقدونيّه به كار انداخت . مم‌نن براى تأييد عقيدهء خود ميگفت ، كه مقدونىها بيش از يك ماه آذوقه و پول ندارند . وقتى كه ديدند كه آذوقه نيست و ما تمامى آنچه را ، كه به كار آنها ميآمد ، با خود برده يا معدوم كرده‌ايم ، چاره جز عقب‌نشينى ندارند ، ولى اگر جنگ كنيم از دو حال خارج نيست . هرگاه مغلوب شديم ، كه تمام صفحات دريائى بدست اسكندر خواهد افتاد و ، اگر غالب آمديم ، بيش از آنچه داريم نخواهيم داشت . امّا براى جنگ وضع دشمن بمراتب بهتر از ما است ، زيرا اوّلا سپاهيان مقدونى بواسطهء ورزيدگى از ما قوىتراند ، ثانيا خود پادشاه مقدونى در رأس آنها است ، و حال آنكه داريوش اين‌جا نيست و شكّى نيست ، كه در حضور پادشاه سپاهيان بيشتر فداكارى ميكنند . بالاخره اين اصل مسلّم است ، كه جنگ در مملكت ديگرى بهتر از جنگ در مملكت خودى است و بنابراين وضع ما در مملكت مقدونى بهتر از وضع كنونى ما خواهد بود . سرداران ايرانى رأى مم‌نن را نپسنديده چنين گفتند : اين نقشه براى مم‌نن خوب است ، زيرا جنگ به طول ميانجامد و او بيشتر پول و عطايا از شاه خواهد گرفت ، ولى براى ايرانيان اين نوع جنگ شرم‌آور است ، زيرا در اين صورت ما بايد مردمانى را ، كه نگاهدارى آنان برعهدهء ما است ، بخودشان واگذاريم و اين خيانتى است ، كه جواب آن را در پيشگاه شاه نتوانيم داد ، زيرا خود شاه نقشهء جنگ را طور ديگر ريخته . يكى از جهات ردّ شدن عقيدهء مم‌نن اين بود ، كه آرسيت والى فريگيّه گفت ، من اجازه نميدهم ، حتّى يك كلبه را در ايالت من بسوزانيد ( آريّان ، كتاب 1 ، فصل 4 ، بند 2 - ديودور ، كتاب 17 ، بند 18 - كنت‌كورث كتاب 2 ، بند 4 ) . آريّان سرداران ايرانى را چنين ناميده : آرسامس « 1 » - راميترس « 2 » - پ‌تن « 3 » - نيفرات « 4 » - سپيتريدات « 5 » . عقيدهء سرداران ايرانى ، كه عقب‌نشينى
هامش
( 1 ) -Arsames .( 2 ) -Rheomithres .( 3 ) -Petene .( 4 ) -Niphrates .( 5 ) -Spithridates .