تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1251

مساهمون:

ص١٢٥١
سپيتردات « 1 » والى ولايات ينيانى ، كه رياست سواره‌نظام گرگانى را داشت ( ديودور سپيتربات و آريّان سپيتردات نوشته ، دوّمى به نظر صحيح‌تر ميآيد ، زيرا بپارسى كنونى سپهرداد گوئيم نه سپهرباد ) . قلب قشون تركيب يافته بود از سواره‌نظام ملل گوناگون ، كه همه شجاع و دلير بودند . عدّهء تمام سواره‌نظام را ديودور ده‌هزار نوشته ( كتاب 17 ، بند 20 ) ، ولى آريّان گويد به بيست‌هزار ميرسيد ( كتاب 1 ، فصل 4 ، بند 3 ) . پياده‌نظام حركتى نميكرد ، گوئى عقيده داشته ، كه سواره‌نظام براى جنگ كافى است . عدّهء سپاه پياده را مورّخين يونانى مختلف نوشته‌اند : ديودور آن را صدهزار دانسته ( كتاب 17 ، بند 19 ) - كنت‌كورث همانقدر ( تاريخ اسكندر كبير ، كتاب 2 ، بند 5 ) - آريّان گويد ، كه بيست‌هزار نفر بود . پلوتارك ، كه يكى از مورّخين صحيح‌نويس يونانى است در اين باب ساكت است . بنابر آنچه گفته شد ، بايد به اين عقيده بود ، كه عدّهء قشون ايران در كنار رود گرانيك از سوار و پياده بين سى و چهل‌هزار نفر بوده . نوشته‌هاى مورّخين در باب جنگ چنين است :

روايت ديودور

وقتى كه جنگ شروع شد ، سواره‌نظام تسّالى ، كه جزو جناح چپ قشون اسكندر و در تحت فرماندهى پارمن‌ين بود ، زودتر از همه مورد حملهء سواره‌نظام ايران گرديد و در اين‌حال اسكندر ، كه با سواره‌نظام زبدهء مقدونى در جناح راست بود ، خود بشخصه بسواره‌نظام ايران حمله برد ، صف آن را عقب نشاند و كشتارى زياد كرد . مورّخ مذكور گويد ( كتاب 17 ، بند 20 ) : « باوجود اين ، خارجيها دليرانه جنگيدند و در مقابل حرارت و فشار مقدونيها جسارت و جرئتى تزلزل‌ناپذير ابراز كردند . گوئى ، كه دست تقدير دليرترين جنگيهاى زمان را طلبيده بود ، تا دست و پنجه با يكديگر نرم و اين مسئله را ، كه نسيم فتح به پرچم كدام طرف خواهد وزيد ، حل كنند » . در اين‌حال سپيتربات پارسى داماد داريوش ، كه والى ولايت ينيانى و از حيث
هامش
( 1 ) -Spithrodate .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1251 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )