تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1223

مساهمون:

ص١٢٢٣
فيليپ چون جلادت و رشادت اسكندر را ميديد ، همين كه پسرش برشد رسيد ، او را در جنگها دخالت داد . بنابراين در محاصرهء بيزانس و جنگ فيليپ با آتنيها ، چنان كه گذشت ، اسكندر شركت كرد . در احوال اسكندر نوشته‌اند ، كه از تزئينات و البسهء فاخر احتراز داشت و ميگفت : « استعمال تزئينات و جواهر حق زنان است ، زيرا زيبائى از لوازم آنان مىباشد ، امّا زيبائى مرد در تقواى او است » . در ايام شباب از معاشرت با زنان بقدرى گريزان بود ، كه مادرش ميترسيد عنّين باشد ، ولى پس از فتوحات خود در آسيا داراى 360 زن بود . شراب را در ابتدا دوست ميداشت ، ولى بحدّى كه باعث مستى نگردد ، امّا بعدها ، كه فتوحات زياد كرد ، چنان كه مورّخين او نوشته‌اند ، صفاتى را ، كه ذكر كرديم ، فاقد گرديده سادگى و بىآلايشى را از دست داد : پس از هر فتح ضيافت‌ها ميكرد ، بميگسارى و مستى ميپرداخت و در عيش و عشرت بقدرى غوطه‌ور ميگشت ، كه چنان كه بيايد ، بالاخره از عيش و عشرت و ناپرهيزى زياد درگذشت . اين است اجمالا آنچه مورّخين يونانى و رومى در باب كودكى و جوانى اسكندر نوشته‌اند ، امّا اينكه رفتار او پس از فتوحاتش چه بود ، در ضمن وقايع ايران بيايد . حالا مقتضى است ، كه از كارهاى او در يونان و نيز در اطراف مقدونيّه ، بقدرى كه با تاريخ ايران ملازم است ، صحبت كرده بعد بذكر وقايع ايران بپردازيم . دانستن كارهاى او قبل از قشون‌كشى بايران از اين حيث لازم است ، كه اگر كارهاى مزبور انجام نميشد ، نميتوانست پا بآسيا بگذارد ، پس دربار ايران آن زمان ، چنان كه ميبايست ، بامور يونان اهميّت نداده .

كارهاى اسكندر در به دو سلطنت

اسكندر در 335 ق . م بتخت نشست و نخستين كار او تنبيه اشخاصى بود ، كه در قتل پدرش دست داشتند . پس از آن بمراسم دفن پدر پرداخت و بعد زمام امور را بدست گرفت . در ابتداء درباريان از جهت كمى سنّ اسكندر وقعى به او نميگذاردند ، ولى او توانست در اندك مدّتى بواسطهء نطق‌هاى ملايم و عاقلانه دل مردم را بربايد . او همواره ميگفت « با مرگ پدرم جز اسم شاه چيزى تغيير نكرده ، ادارهء امور به همان نحو ، كه
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1223 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )