تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1220

مساهمون:

ص١٢٢٠
ارسطو جواب داد ، كه هرچند كتابهائى منتشر كرده ، امّا كسى ، تا اين علم را نياموزد ، نخواهد توانست ، مفاد كتابهاى او را بفهمد . بعد اسكندر كتاب ارسطو را راجع به رتوريك « 1 » خواست و اكيدا قدغن كرد ، كه اين كتاب را به غير از او به كسى ندهد ، زيرا ميخواست از حيث دانش هم برتر از ديگران باشد . اسكندر در اوايل سلطنتش احترامى زياد نسبت به ارسطاطليس ميورزيد و ميگفت ، كه اگر فيليپ به من حيات داده ، ارسطاطليس مرا تعليم كرده ، كه باشرافت و نام زندگانى كنم . براى فهم مطلب بايد در نظر داشت ، كه اسكندر فوق‌العاده جاه طلب بود و ارسطاطليس هم با اين صفت ذاتى او مساعدت مىكرد ، چنان كه مىگفت ، كه در ميان تمام فيوض زندگانى شرف و نام بالاتر از هرچيز است . تعليمات ارسطاطليس اثراتى خلل‌ناپذير در دماغ اسكندر گذاشت و باعث شد ، كه او حدّى براى جهانگيرىهاى خود قرار ندهد . اين بود ، كه پس از جنگى بجنگى ميپرداخت و بالاخره جاه‌طلبى را به جائى رسانيد ، كه خواست او را خدا بدانند و ، چنان كه بيايد ، كالّيستن مورّخ خود را كشت از اين جهت ، كه اين داعيهء اسكندر را استهزاء ميكرد و نيز همين جاه‌طلبى اسكندر باعث شد ، كه او بعدها مورد ملامت ارسطو گرديد . فيلسوف مزبور اسكندر را از داعيه‌اى ، كه داشت و خود را بالاتر از بشر ميدانست ، علانيه در ميان پيروان خود انتقاد ميكرد و همين انتقادات اسكندر را از او سرد كرد ، بحدّى كه ارسطو را دشمن خود پنداشت . از صنايع مستظرفه اسكندر موسيقى را خيلى دوست ميداشت و خودش هم درس ميگرفت ، ولى روزى پدرش به او گفت : « آيا تو شرم ندارى ، كه چنين خوب ميخوانى ؟ » از اين زمان اسكندر از اين صنعت دل‌سرد شد و الحان نغر بزمى را بيك سو نهاده فريفتهء آهنگهائى گرديد ، كه مردانگى را تحريك ميكرد . بعد تىموته « 2 » نامى موافق ذوق اسكندر موسيقى خود را رزمى كرده نزد وى مقرّب گرديد . از
هامش
( 1 ) -Rhetoriqueقبل از ارسطو اين علم را فن فصاحت و بلاغت در سخن‌گوئى ميدانستند ، ولى فيلسوف مزبور آن را چنين تحديد كرده : توانائى در يافتن وسائل ممكنه براى قبولاندن مطلب بمخاطب در مورد هر يك از موضوعات . ( 2 ) -Timothee .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1220 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )